تبليغاتX
روزنامه نویس

در جهان نشنيده ام تا بود اين چرخ كبود
كز سليمان اهرمن انگشت و انگشتر ربود
دست بيداد فلك دستى جدا كرد از بدن
كز نهاد عالم امكان بر آمد داد و دود
از پى ديدار جانان كرد نقد جان نثار
وه چه جانى ! يعنى اندر گنج هستى هر چه بود
كرد قربانى جوانى را كه چشم عقل پير
چشمه خون در عزاى جانگزاى او گشود
مادر گيتى چنان در ماتم او ناله كرد
تا كه كرشد گوش گردون از نواى رود درود
داد بهر جرعه اى از آب درى آبدار
در كنار آب دريا، آه از اين سودا وسود
قاب قوسين عروجش بود بر اوج سنان
شد باو ادنى روان چون در تنور آمد فرود
از سر نى شاهد بزم حقيقت زد چه سر
گمرهان را جلوه شمع طريقت مى نمود
سربه نى ليكن ز سر عشق جانانش بلب
نغمه اى كان نغمه درمزمار داودى نبود
ديرترسا را گهى روشن تر از خورشيد كرد
گاه پندارى مسيحا بود بردار جهود
بالب و دندان او جز چوب بيداد يزيد
همدم ديگر ندانم داد از اين گفت و شنود
آنچه ديد آن لعل لب از جور دوران كم نداشت
از چه چوب خيزران اين نغمه ديگر فزود

شيخ محمد حسين غروى اصفهانى(مفتقر)
 

لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

یکم گردانندگان روزنامه کیهان اصرار ویژه ای به ظاهر و شکل کلاسیک روزنامه کیهان دارند و باید تغییرات جزیی که در این سال ها در این روزنامه روی داده است نظیر رنگی شدن و یا تغییر نوبت چاپ به صبح . حتا صفحه نسل سوم را تغییرات  بزرگی به حساب آورد.

دوم بر این عقیده ام که حصار ظاهر سنتی روزنامه پتانسیل بزرگی که در این سالها در تحریریه سترگ کیهان بوده و تربیت شده اند را در شکوفایی کیهان به کار نگرفته است افرادی که به حکم تجربه قابلیت اداره نه تنها یک روزنامه که گرداندن یک خبرگزاری را هم دارند.

سوم کیهان را دوست داشته ام حتا اگر به جای خریدن به سایت تازه متحول شده اش سر بزنم یا از  توئیترش پیگیرش باشم.

چهارم تمام این مقدمه چینی ها از این باب بود که امروز بعد از مدتها به هوس وِیژه نامه 114 صفحه ای 30 سال با انقلاب، کیهان ابتیاع فرمودیم همان طور که همشهری به خاطر ویژه نامه حضورش خردیدیم و دیروز جام جم را برای ویژه نامه انقلاب ماندگارش.
اما متاسفانه وِیژه نامه کیهان چون سایر ویژه نامه های ضمیمه اش رپورتاژ آگهی سازمان ها و نهادهای حاکمیتی بود به بهانه سی سالگی انقلاب و همان چند مطلب تولیدی کیهان نیز زیر خروارها رپورتاژ آگهی گم شده بود. و جای تاسف بود برایم که نگاه کیهان به ویژه نامه انقلابش همان نگاهی است که به ویژه نامه های هفتگی عکس و خودرویش دارد که از ویژه نامه تخصصی بیشتر آگهی های تخصصی را پیگیری میکند تا مطالب تخصصی را.


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
از زمان جنگ بییست و دو روزه غزه نام جدیدی وارد گفتمان حزب قاعدین شد و با مبنای اینکه چرا سنی دوستیتان گل کرده است و بدتر از این اتفاقات در پاراچنار رخ میدهد و شیعه کشی کار روزمره یزیدی های پاکستان است و مثله کردن و سوزاندن برنامه ثابت طالبان و قس علی هذا به حمایت مردمی از غزه می تاختند.خبرهای گوناگونی نیز در روزهای اخیر در خصوص فجایعی که در حال رخ دادن در پاراچنار است در سایت های گوناگون منتشر میشود نظیر پاراچنار پاکستان غزه دوم و + که انتشار اینگونه اخبار منجر به واکنش هایی در سطح جامعه شد  در وبلاگستان فارسی مطالبی درج گردید مانند پاراچنار وظیفه ما  یا دوبیتی که  این روزها بسیار برایم پیامک شده است : ای خدا یک نظر به دنیا کن/ غربت شیعه را تماشا کن/ ما که لالیم اردوغان، تو بیا/ قفل پاراچنار را وا کن!

اما امروز در وب گردی هایم به مطلبی برخوردم که حاکی از فاجعه ای بزرگتر از آنچه در پاراچنار رخ میدهد داشت. ما دقیقن نمی دانیم چه خبر است لید مطلب مذکور به اندازه کافی گویاست:
برخی سایت های محترم اخیرا برخی خبرهای قدیمی را در مورد پاراچنار منتشر کرده اند که نفس عمل که عده ای درد شیعیان را درد خود می دانند درخور تقدیر است و حد اقل نتیجه مثبت آن معرفی منطقه شیعه نشین پاراچنار و مظلومیت آن به شیعیان سراسر ایران است ولی اگر این خبر ها به موقع نباشد ممکن است نتائج معکوسی داشته باشد و ممکن است باعث تشویق دشمنان تشیع به اقدامات دیگر علیه شیعیان شود و همچنین ممکن است اگر در آینده اتفاقاتی در این منطقه روی دهد کاربران محترم به دیده شک و تردید به آن بنگرند. این درست است که بیش از 40 نفر از مردان شیعه را سر بریدند و جمعا بیش از 20 نفر را قطعه قطعه کردند و تعدادی را در آتش سوزاندند اما این وقائع قبل از ماه رمضان سال گذشته هجری قمری بوده است و از آن به بعد مسائل دیگری روی داده است. در عاشورا منطقه هنگو – در یکصد کیلومتری شرق پاراچنار - را ناآرام کرده بودند و 18 نفر را شهید کردند اما دشمنان در آنجا نیز در برابر شیعیان شکست خوردند. چه خوب است که مسئولان این سایت ها كه علاقمندند اوضاع شیعیان پاراچنار و اطراف را پوشش دهند بر موثق بودن منابع خبرشان تاکید فرمایند.

در این خصوص مطالعه این مطالب را شدیدن توصبه میکنم:
واقعیت های پاراچنار و شیعه کشی در پاکستان نهادینه شده است از خبرگزاری ابنا که ظاهرن معتبرترین اطلاع رسانی را در این خصوص ارائه کرده است و همین طور این دو خبر از خبرگزاری فارس نگاهی از ورای شایعات به پاراچنار و پاراچنار پاکستان همچنان آرام و بدون درگیری است.
به هر روی اعتراف سختی است اما بزرگترین مشکل ما در عصر خبر و رسانه بی خبری و بی اطلاعی است و از آن دردناک تر بی اطلاعی سایت ها و مراکز خبری ماست در آنچه رخ میدهد.




لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

گلی که خاک خرابه مزار و تربت اوست
سه ساله ای است که زینب اسیر همت اوست
ز نسل بت شکن مکه است این دختر
شکستن بت شامی بدست قدرت اوست
مسیر خطبه
ی زینب به اشک او وا شد
که انقلاب حسینی رهین منت اوست
به جای رخت عزا پیکری سیه دارد
که این سیاهی پیکر خود از محبت اوست
رهی که با قدم پر ز آبله بگشود
به سوی کرب و بلا باشد و عنایت اوست
فدایی سحر است و گل مناجات است
که بوسه از لب با
با فقط عبادت اوست
اگر کفن شده پیراهن اسیری او
قسم به عصمت کبری نشان عصمت اوست

چنان گریست که راس پدر پریشان شد
حسین هم به خرابه پی زیارت اوست

جواد حیدری

لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
ارسال لینک این ویدئو برای دوستانم با عنوان اخرین کلیپ حزب الله لبنان به سه زبان عربی و انگلیسی و فارسی واکنش های جالبی داشت یه عده ظاهرن با این برداشت که خانم های حاضر در گروه فاقد حجاب اسلامی هستند ازم میپرسیدند که از کجا میگی این ها گروه حزب الله هستند و این امر باعث شد با بررسی سایت گروه ولایت حرفم را تصحیح کنم و گفتم کلیپ یکی از گروه های حزب اللهی لبنان. 

اما آنچه سبب نوشتن این مطلب شد واکنش بسیار مثبت اکثریت دوستان در خصوص این آهنگ است و  خلایی که در این خصوص احساس کرده بودند.
متاسفانه در ایران گروه های موسیقی حزب اللهی نداریم و کاملن در این زمینه در خلا به سر میبریم هرچند این امر را دلیلش ناتوانی حزب اللهی جماعت در خصوص موسیقی نیست و بلکه دلیل عمده اش مربوط به مسائل تئوریک در خصوص موسیقی است که حل ناشده در ذهنمان جاگرفته است و همین میشود که در دنیای موسیقی دلمان را به یکی دو خواننده خوش کرده ایم که جلف نمی خوانند و در انتخاب نوع شعر و آهنگ وسواس بیشتری دارند و مسلمن انتظار بی جاییست که بخواهیم ترانه ای در خصوص غزه و اتفاقات جهان اسلام از آنها بشنویم. و نتیجه این فرایند چیزی جز این نخواهد بود که با دیدن این کلیپ گروه لبنانی افرین و احسنت و ایول اللهمان به هوا رود.

اما پرسش اساسی تر اینست که نهادهای فرهنگی بویژه جناب آقای صدا و سیما در این خصوص چه کارهایی کرده است کدام نماهنگ و موسیقی را در روزهای جنگ 22 روزه از صدا و سیما دیده ایم؟ آیا نهادی جز صدا و سیما باید متولی این امر گردد که در این موضوع خاص و در سایر موضوعات اجتماعی به طور عام به تهییه و تولید آثار موسیقایی دست زند که هم مسایل تئوریک موسیقی را برای خود حل کرده است و همه مدل موسیقی را میتواند پخش و احیانا تولید هم نماید.

چه خوب است که در سی امین سالگرد انقلاب که تمام نهادها به ارائه گزارش فعالیت های خود میپردازند نهاد هایی مثل صداو سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری و سایر نهاد مرتبط بگویند کدام پیام انقلاب و کدام ارزش را در قالب آثار موسیقایی ارائه کرده اند و کدام آثار هنری حوزه موسیقی بیانگر پیام انقلاب است.


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |