

یک ماهی میشود که با فرند فید اشنا شده ام ، در این مدت
بیشترین وقتی را که در اینترنت بوده ام در این سایت گذرانده ام پست گذاشته ام،
لایک کرده ام و نظر داده ام. دوست پیدا کرده ام و دوستانی را هم به این جمع وارد
کرده ام،و البته جماعتی بلاکم کرده اند چراکه نخواسته اند نه من بدانم چه میگویند و مهمتر از آن
نفهمند که من چه میگویم .
لازم است از دوستی که من را با این سایت آشنا کرد و جماعتی
را از شر پست های یک خطی ام در وبلاگ آسوده کرد تشکر کنم، چراکه تمام آنچه در یک خط میخواستم بگویم را آنجا گفته
ام. اما آنچه می خواهم در این خصوص بگویم فراتر از فرند فید است.شاید بهتر بود در خصوص گودر و با محوریت آن بنویسم و حتی
درخصوص وبلاگستان .اما فرند فید بهانه خوبی برای نوشتن این موضوع شد
اولین نکته در مطالعه اینست که چه میخوانیم ، بی هدفی در هر
حالی امر مذمومی است چه برسد که بخواهی در خصوص خوراک روحت باشد اینکه بی هدف هر
چه بدستت رسید بخوانی و با انواع و اقسام تفکرات آشنا بشوی به هر حال امر جالب و
وسوسه انگیزی است اما این منوط به داشتن عدم محدودیت است که بتوانی تمامی را
بخوانی و نه دغدقه مرگ داشته باشی و نه زندگی و نه چگونگی زندگی و تنها بخوانی و
بخوانی بخوانی.
اما این رویایی بیش
و جز آرزویی محال نیست، چرا که نه به آن مقدار زنده ایم که فرصت خواندن همه چیز را
بیابیم و نه توان جمع آوری تمامی مطالب و منابع وجود دارد، پس ناگزیر به انتخاب
هستیم. به این منظور باید پاسخی به این سوال داشته باشیم که به دنبال چه هستیم.
باید دغدغه های ذهنی خود را روشن کنیم آنگاه که سوالات اساسی ذهنمان را روشن کردیم
باید دنبال جواب دوید. و در مسیری که به جواب هایمان برسیم کتاب ها و نویسندگانی
که میتوانند در رسید به پاسخ یاریگرمان باشند را شناخت که خود این امر شاید
مهمترین قسمت این پروسه باشد پس ازین باید
سیری و مسیری انتخاب کرد خواند و خواند و خواند
و غایت این خواندن روشن شدن تمامی پرسشهای ذهنی آدمی است و
تنها ذهن و عقل مرده است که سکون میابد و سوالی ندارد.
اما آنچه در فرند فید میگذرد بی شک با این در تضاد آشکار
است.
هیچ برنامه و هدفی در خواندن نیست، به دنبال پاسخ هیچ پرسشی
نیستی، بدون هر ذهنیتی و به اعتبار دوستی باید فید هایش را بخوانی ، پست هایش را
ببنی و نظاره گر عکسهایی باشی که به اشتراک گذاشته و در عالم رفاقت لایک کنی و در محظور اخلاقی
کامنت و نظر هم بدهی
فرند فید و یا ترجمه فارسیش فرفرپدیده مدرن است با الزامات
دنیای مدرن، که ذاتن جدید شدن را در خود دارد و در همین راستاست که حتا دوستی هم
مهم نمیشود بلکه آخرین پست است که اهمیت دارد و انچه تاریخش گذشته هرچه قدر هم که
مهم باشد فاقد ارزش است چرا که قدیمی است. حتی اگر پاسخی باشد و یا لینکی که تو را
به پاسخ اصلی ترین سوال های ذهنت رهنمون گردد. اما تو به راحتی از کنار آنها
میگذری و سطحی ترین مطالب را به واسطه جدید بودنش میخوانی.
ذمش را گفتم مدحش به ماند برای پست آینده
این قدر این روزها سرم شلوغ است که فرصتی برای سرخاراندن هم ندارم، کارهای اداره یک طرف ، درس و مشق هم از سوی دیگر کار های اینترنتی هم از طرف دیگر ...همه با هم دست به دست هم داده اند که کلن از اوضاع و احوال فرهنگی مملکت بی خبر باشم و جز شاهکار آن خانم هنرپیشه که در آن طرف آب از هول هلیم(حلیم) در دیگ افتاده اند و عکس هایشان این روز ها در فضای اینترنت به وفور دیده میشود خبر دیگری نداشته باشم . وانتظار بیهوده ای است که به سینما رفته باشم و بتوانم از کنعان ، دعوت، سه زن و آواز گنجشکها چیزی بگویم
اما به لطف مجمع وبلاگ نویسان و دور جدید فعالیت هایش قرار است چهارشنبه آواز گنجشکها را ببینم و از باب شکر نعمتت، نعمتت افزون کند خبر میدهم که از طریق این صفحه شما هم باشید و فیلم را در کنار سایر وبلاگ نویسان ببینید

آن طور که شنیده ام و انتظار هم جز این نیست این فیلم در ادامه فیلم های مجیدی است با همان سادگی و صمیمت و همان تعهد و تاثیرگزاری اماره ای هم که برای آن ذکر کرده اند۴ سیمرغ جشنواره فجر، برنده خرس نقره ای جشنواره برلین و نماینده ایران در جایزه اسکار امسال است.اما باید رفت و دید