

ویژه نامه نوروزی شهروند امروز جالب بود و بویژه مصاحبه هایی که ترتیب داده بود زاویه دید شهروندی ها و انتخاب سوالات و شخص مصاحبه شونده و پاسخهای آنها که بیانگر گوشه هایی از تاریخ معاصر کشور بود مجموعه خواندنی را ایجاد کرده بود در کنار ده ها مطلب دیگر. اما انچه میخواهم بیان کنم دو فراز ابتدایی و انتهایی این ویژه نامه است یکی قسمتی از مصاحبه با خانم طباطبایی عروس حضرت امام و دیگری قسمتی از یادداشتهای هاشمی رفسنجانی در دو روز مختلف از سال 64 با فاصله حدود دو هفته که برای اولین بار توسط شهروند منتشر گردیده است.
***
احمد همیشه پیش امام بود در زمان جنگ من بارها شنیدم که افسوس می خورد که چرا نمی تواند به جبهه برود ولی حسن را که سیزده ساله بود تشویق میکرد که به جبهه برود ومتذکر میشد یک وقت با خودت نگویی چرا خودت نمیروی من باید بمانم از اما حفاظت کنم ولی تو برو. این سفره رحمتی است که برای همیشه باز نمی ماند اگر شهید شدی هم چه بهتر.
(حاج حسن آقا)بار اول سیزده ساله بود.اتفاقا مدتی هم در خط مقدم بود. با اینکه سنش کم بود و آموزش ندیده بود ولی یکی از پاسدارهای بیت او را به خط مقدم برده بود وقتی به او گفتند آخر او را که آموزش ندیده چرا به خط مقدم بردی در جواب گفته بود: اگر شهید شود خوب است از نظر تبلیغی خیلی مفید است البته بعد ها که 16 ،17 ساله شد به عنوان نیروی بسیجی به لشگر قم رفت. که کمی هم شیمیایی شد.
***
خاطرات علی اکبر هاشمی رفسنجانی
دوشنبه 9 اردیبهشت1364
...محسن از رفسنجان برگشته و امورش را برای ادامه تحصیل رو به راه میکند پذیرش از کانادا برای فوق لیسانس مهندسی مکانیک برایش آمده است .اما ابتدا میخواهد که به جبهه خوزستان برود.
جمعه27 اردیبهشت1364
....پسرم محسن که به جبهه رفته بود برگشت و گزارسی از وضعیت جزیره مجنون داد.
یکی از نمایندگاه عضو کمیسیون فرهنگی مجلس را 15-16ماه پیش گیر کشیده بودیم و از اوضاع فرهنگی مملکت انتقاد میکردیم یکی از مسایلی که او هم با ما هم عقیده بود در خصوص این بود که مسئولان فرهنگی ما ساده اندیشند از جناب ضرغامی گرفته تا سایر حضرات. ومیتوان انتظار داشت که الاغ رنگ کرده ای را به جای طاووس قبول کنند و حتا در نمایشگاهی طاووس مذکور در معرض دید عمومی قرار دهند. نمونه اش همین سریالهای مسخره 90 قسمتی طنز سیمای جمهوری اسلامی است به ویژه برنامه های جناب مدیری .البته در ان جلسه مسایل بیشتری بود از رادیو جوان گرفته تا فضای ارشاد بویژه سینما.بگذریم
ما که به لطف خوابگاه نشینی از شبهای برره شاید بیش از ده قسمت ندیدیم و از مجموعه بعدی باغ مظفر قجریش کمتر از آن، اما برایمان جالب بود که این آقا همه چیز را مسخره میکند و کاملن مشخص است خیلی جا ها دارد به حکومت میزند و روی سخنش نظام جمهوری اسلامی است. و گویی حضرات هنوز در خیال خام آن برنامه ای هستند که تحصن نمایندگان ششمین دوره مجلس شورا اسلامی را به طنز کشیده بود و آنها که کمی دقیق تر بودند میفهمیدند که آن چه استهزا میشود مجلس است نه نمایندگان اصلاح طلبش.
حماقتی به نمایش میگذارد که بی سوادی اینگونه دستشان انداخته
و این آخری هم که پروسه لجن مالی شامل حال نیروی انتظامی گردیده است. احمقی ناگهان میشود رئیس کلانتری کرور کرور دستور عجیب و غریب صادر میگردد و کسی لب اعتراض نمیگشاید و تنها مخالفت به صورت اعتراض مدنی و رفتن به بازداشتگاه است.کرور کرور ادم از بازداشتگاه فرار میکنند.و...و یحتمل حضرات مسئولین هم خودشان نشسته اند و کرکر میخندند که این جایگاهشان است که این طور لجن مال میشود و خدا را صد هزارمرتبه شکر که خودشان از تیغ طنز آقای مدیر به دورند.
براستی من به دید منفی این سریال را دیده ام یا برداشت دیگر هم میتوان داشت؟
امیدوارم دوستانم مهدی شیخ و جواد ملکوتی ٬صالح مفتاح٬ ابوذر منتظری ٬امیر حسین ثابتی واحمد ذوعلم در این خصوص نظراتشان را بیان کنند