

یکم:
اصل ماجرا به روایت سایت خبری جهان نیوز از این قرار است
و البته نتایج ماجرا از این قرار است
قرار بازداشت 7 دانشجوی پیگیر مبارزه با مفاسد اقتصادی
نتیجه
آقای قوه قضائیه از اقدام انقلابیتان در مبارزه با مفسدان اقتصادی سپاسگذاریم
غرفه سوره نمایشگاه مطبوعات ۸۶
سوره تنها همین ۳ شماره منتشر شده است؟!!
همیشه فکر میکردم آنچه در پشت پرده اهالی سیاست را به هم مرتبط میکند اقتصاد است و حضرات دستهایشان در یک کاسه است که گرچه در روز اینگونه برای هم میزنند شب هنگام بساط دیزی و قلیان و دور هم بودنشان به راه است و فراموش میکنند که در روز چه سیاه بازی به راه انداخته بودند و مردم را به تماشای چه سیرکی وا داشته بودند.
اما جدیدا به قابلیت های یک عنصر جدید و کاملن مهم پی برده ام که اهالی سیاست را در روز روشن نه تنها کنار هم جمع میکند که این توانایی را دارد برای ساعتی تمامی اختلافات و دشمنی های سیاسی و اقتصادی که اگاهان معتقدند از اختلافات سیاسی هم مهمتر است را به فراموشی بسپارند و به همدلی وا داشته شوند و ایضا تمامی اشتراکات در عقاید و منافع را وانهند در مقابل هم سنگر بگیرند
فوتبال این جادوی قرن بیستم سیاستمداران ایرانی را از چپ و راست چنان جادو کرده است که گاهی قرمز و آبی اهمیتی بیش از اصولگرایی و اصلاح طلبی پیدا میکند
بگذریم
باور ندارید که فوتبال چقدر سیاسی است همین جریانات یکی دوساله فدراسیون و هیئت مدیره استقلال و پرسپولیس و این آخری ها انتخابات فدراسیون و... در نظر بگیرید و آن پست معروف محمد علی آقای ابطحی در وبلاگ شخصیش را در خصوص علاقه اش به فوتبال و علاقه خاتمی به فوتبال و تحت تاثیر قرار گرفتن جلسات سران مملکتی به خاطر پخش فوتبال و...را به یاد بیاورید و در نظر داشته باشید که دوستی میگفت یکی از سختی های ریاست جمهوری برای احمدی نژاد اینست که فرصت دیدن حتی یک مسابقه فوتبال را هم ندارد
بگذریم همه این مقدمه چینی و رطب و یابس گفتن ها تنها به این دلیل بود که عرض کنم
سپاهان به اندازه یک یا علی تا قهرمانی جام باشگاه آسیا فاصله دارد!
تنها ۷۲ شب تا عاشورای حسین(ع)باقی مانده است
پ.ن:دلم لک زده برای صدای آقای مرتضای آوینی :
نپندار که تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده و لاغير... صحراي بلا به وسعت همه تاريخ است
ابراهيم حاجي محمدزاده
«بر دانش آموزان، دانشگاهيان و محصلين علوم دينيه است كه با قدرت تمام، حملات خود را عليه آمريكا و اسرائيل گسترش داده و آمريكا را وادار به استرداد اين شاه مخلوع نمايند و اين توطئه بزرگ را بار ديگر شديدا محكوم كنند. بر دانش آموزان، دانشگاهيان و محصلين علوم دينيه است كه با تمام نيرو، وحدت خويش را حفظ و از انقلاب اسلامي خود طرفداري نمايند و بر ملت است كه از اين دو جناح عزيز با تمام قدرت پشتيباني كنند. دست خدا به همراه همگي باد و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته دهم آبان 1358 روح الله الموسوي الخميني» (1)
آذرخشي كه مشعل مبارك انقلابي بزرگتر از انقلاب اول را براي هميشه برافروخت. از چند جمله بالا در كلام سه روز قبل حضرت امام (ره) الگو گرفته بود. بايد دانشجوي پيرو خط امام بود تا بدون هيچگونه هماهنگي و تماس با امام از راه فوق سري معنويت و از راه ناپيداي قلب و روح تا آخر خط انتظار، در خط امام بود. اما شايد عده اي بگويند پس اينها كه جامانده و يا... مي گويم به صدر اسلام نگاه كنيد دوصف رودررو در جمل ... و اين سخن مولا كه «... امر ما بسيار پيچيده و سخت و دشوار است و هيچ كس را توان همراهي نيست، مگر بنده مؤمني كه خداوند قلب او را بر پايمردي هاي دشوار آزموده باشد (نهج البلاغه)
عشق از اول سركش و خوني بود
تا گريزد هركه بيروني بود
بايد به تعبير امام قهقهه مستانه عندربهم شهدا را در همين دنيا در مقابل شيطان بزرگ تجربه نمود تا همچون شهيد مهدي رجب بيگي (يكي از دانشجويان پيرو خط امام در لانه جاسوسي) عاشقانه سرود
«سوگند خورده بوديم كه پرده ظلمت را بدريم و نور خورشيد را بر همگان عيان سازيم و دشمنان خلق را براندازيم. و ديدي كه چگونه برسر پيمان ايستاديم؟ ديدي كه چگونه سلاحمان را بردوش آويختيم و از امامت امام توشه ره به نبرد با ظالمان پرداختيم ... تو بازهم اي دانشگاه شاهد باش كه با صداي بلند مي گويم: آنان كه مي پندارند از پاي افتاده ايم يا بر جاي نشسته ايم بر گور خيال خامشان بگريند كه ما امت حسينيم و مرد كارزار... كه آذر اين قيام هميشه برافروخته خواهد بود(2)
دانشجويان متعهد به عمل در خط امام، در تاريخ جنبش هاي دانشجوئي. (كه بهتر است نام آن را به زيور انقلاب دانشجوئي ممتاز نمائيم) صلابت و توانايي را نشان داد كه مي تواند دو روزه طومار دولت غيرخط امام را در هم بپيچد. و درپي آن با گفتن نه به بني صدر بهمراه سپاه پاسداران انقلاب با تحويل ندادن گروگانها بدون اجازه امام، اولين زمينه هاي مردمي سقوط و فرار او رانيز مهيا سازد. سرداران دانشجوي پيرو خط امام در تمام دنيا و در هميشه انقلاب اسلامي سمبل نه به آمريكا گرديده اند. مگر نه اينست كه در آغاز رياست جمهوري دكتر احمدي نژاد را پيرو خط امام و از تسخير كنندگان لانه جاسوسي مي پنداشتند و بيچاره عموسام و بوش كه در رؤياهاي خويش تمام دنيا را مي خواستند به لانه جاسوسي مبدل كنند ولي همانگونه كه در ايران و پس از آن فلسطين، لبنان، افغانستان و عراق و... شاهديم رفته رفته بايد تمام آزاديخواهان درپي عدالت را دانشجوي پيرو خط امام بنامند.
در غوغاي غيرقابل تصور ماه هاي اول انقلاب كه به فرموده امام در طول چند روز دويست گروه اعلام موجوديت مي كنند و با شعارهاي مختلف براي مصادره و اخلال در انقلاب به نفع اربابان شرقي و غربي خود توطئه مي كنند دانشجويان پيرو امام با هماهنگي صداي قلب خويش كه پژواك پيام امام بود، به مركز فرماندهي اصلي تمامي توطئه هاي رنگارنگ و بعضاً متضاد حمله كردند تا معلوم شود همين نهضت آزادي كه تا قبل از تسخير لانه جاسوسي صبح تا به شام مردم را به خالي نمودن صحنه ترغيب مي نمود. از سويي ديگر همراه امير انتظام معاون نخست وزير و سخنگوي دولت موقت (جاسوس آمريكا با كد رمز اس. دي. بلادا در اسناد لانه) با رفتن جمعي پيش امام و پيشنهاد انحلال مجلس خبرگان را داده بود، از لانه جاسوسي، سر درمي آورد.
«... در لسان همين آقايان بود، معناي برگشتن به 22 بهمن، يعني برگرديم به همان زمان قبل از 22 و شاهنشاهي، اينكه برگرديم به آن وقتي كه انقلاب كرديم و همه اين چيزهايي كه تا حالا درست كرديم هيچ، بياييم به هم بزنيم همه را! چيزي را كه دوسال است براي آرامش و استقرار جمهوري اسلامي درست شده است ما بيائيم به همش بزنيم...» (3)
«... و قضيه طرح آنكه مجلس خبرگان منحل بشود كه در زمان دولت موقت اين طرح شد و بعد هم معلوم شد كه اساسش از امير انتظام بوده و آن مسائل، آن وقت آمدند آقايان پيش ما، همه اين آقاياني كه، آقاي بازرگان و رفقايش گفتند: ما خيال داريم اين مجلس را منحلش كنيم. من گفتم شما چه كاره هستيد اصلش كه مي خواهيد اين كار را بكنيد! شما چه سمتي داريد كه بتوانيد مجلس منحل كنيد؟ پاشويد برويد سراغ كارتان. وقتي ديدند محكم است مسئله، كنار رفتند...» (4)
از آنجا كه آمريكا مي بايست در تمامي اشكال وابستگان خود را نفوذ دهد جناحي ديگر از همين نهضت آزادي، با مخالفت با مشي دولت بازرگان و با دادن تندترين شعارها و انتقاد از وضع موجود و طرفداري از امام امت و شعارهاي ديني بزعم خويش سعي داشتند موج سوار انقلاب باشند در بيانيه اين بخش از نهضت آزادي دقت كنيد، چه فريبكارانه است!
«ما همانطور كه حضرت امام بارها گفته است... در هيچ زمينه اي انقلابي عمل نكرديم، ما مي بايست قاطعيت به خرج مي داديم، مرز ميان انقلاب و ضد انقلاب را معين مي كرديم و ضدانقلابي ها را شديداً مي كوبيديم... كار را به دست انقلابي ها مي سپرديم... موقع و موضع عمل «شريعت سمحه سهله» را كه جامعه مومنان به انقلاب و مكتب شريعت است را با محيط وجودي كه ضد انقلاب در آن بيداد مي كند يكي گرفتيم و در جايي به خاطر بسط و توسعه (قسط و عدل) و (رحمت) و (مغفرت) بايد شدت عمل به خرج مي داديم عفو و رحمت در حق ضد انقلاب توصيه كرديم و در واقع ثابت كرديم كه شايستگي همراهي با محمد رسول الله (ص) و قدرت تشخيص آنان را نداريم كه مشمول «اشداء علي الكفار رحماء بينهم» شويم و در مقابل آگاه يا ناآگاه در حق خودي ها، حذف و طرد آنها و با ميدان دادن به اين طرز كار و محدود كردن رابطه ها و روابط و دوستي و آشنايي... بي عدالتي پيشه كرديم، عنوان كردن عفو در هنگامي كه هنوز چهره هاي ضد انقلابي... به صراحت و دقت شناخته نشده بودند و موضع گيري در برابر ضد انقلاب قرار و قاعده مشخص نيافته بود، يك عمل غيرانقلابي بود... در همه انقلاب ها، رهبري انقلاب همواره در متن كارها حاضر و ناظر است و در انقلاب ما حضور امام به دلايل متعدده از جمله سرعت به ثمر رسيدن آن و اختصاص معنوي اش از لزوم بيشتري برخوردار بوده و هست. در انقلابي كه اساس كارش آشتي دين با سياست است و به هيچ وجه نمي تواند بار ديگر تفكيك دين از سياست را بپذيرد. اين آشتي در همه مراحل، بايد توسط كسي صورت گيرد كه طي ساليان دراز تنها فردي بوده است كه اين نظر را تعقيب كرده و همه اقشار و گروه ها را به هم نزديك ساخته است...»
بيانيه با انتقاد از دولت موقت اينگونه ادامه مي يابد:
«اگر دولت به جاي تهديد كردن به استعفا در امور جزئي و هدر دادن وقت و نيروي امام در حل و فصل مسائل رفرميستي و شكلي، به مسائل جدي كلي توجه مي كرد... و در كنار امام قرار مي گرفت، كار ما پس از شش ماه به اينجا نمي رسيد» (5)
نهضت آزادي بنا به وظيفه خود تا قبل از اطلاع از نتايج اقدام انقلابي دانشجويان پيرو خط امام و افشاي ماهيتشان، دو روز پس از استعفاي رفقاي دولت موقت، طي بيانيه اي به روش منافقانه خود ادامه داده و اعلام مي كند:
«... دانشجويان انقلابي مسلمان با تصرف سفارت آمريكا به وضوح تمام خصلت ضد استعماري انقلاب اسلامي ايران را اعلام كرده اند و مردم مبارز ايران با تاييد خود نشان داده اند كه بخوبي راهي را كه بايد در پيش داشت تشخيص مي دهند... تصرف سفارت آمريكا يك اعتراض ساده به سياست آمريكا نيست. اعتراض به راه و رسمي است كه استعمار كور و خشن آمريكا در سراسر جهان رهبري مي كند و يكي از مصاديق كوچك آن حمايت از محمدرضا پهلوي و اطرافيان او و پذيرايي آنان در خاك خود و يا با كمك و تاييدش در گوشه و كناره هاي دنياست. از اين رو منطق مبارزه ضد استعماري دانشجويان و همه مردم انقلابي ضد استعماري ايران را نبايد نيمه كاره رها ساخت. شوراي انقلاب كه از طرف امام امت مسئول اداره امور كشور شده است بايد... درصدد قطع رابطه سياسي با آمريكا باشد. امام و امت منتظرند كه شوراي انقلاب اين قطع رابطه را اعلام كند انشاالله» (6)
امام خميني كه به دستوري بودن اين بيانيه ها بدرستي آگاه است در همان روزها اعلام مي كند كه بتازگي آمريكا هم طرفدار انقلاب شده است:
«... آمريكائي كه ادعا مي كند كه در اين نهضتي كه بوده است ما حالا خوشحال هستيم! اين حرفهايي است كه ميزنند و الا در حالي كه نهضت بود، همين آمريكا من كه پاريس كراراً فرستادند به اينكه شما شاه را حالا كاريش نداشته باشيد- بگذاريد باشد- چه- بعد هم بختيار را. در عين حال كه اينطور بوده است، حالا آمريكا هم انقلابي شده است. همانطوري كه حالا ملاحظه مي كنيد هر كسي مي آيد اينجا، اشخاصي كه من مي شناسمشان چه جور اشخاصي هستند، مي آيند اينجا ادعا مي كنند كه ما در زمان سابق چه فعاليت ها كرديم چه مجاهده ها كرديم و چه زجرها كشيديم. در صورتي كه من دانم كه در زمان سابق آنها در رفاه بودند و هيچ فعاليتي هم نكردند. اگرچه فعاليت كرده باشند. فعاليت بوده است كه برخلاف مسير ملت بود. حالا اين يك مسئله اي است ديگر رسم شده و چون ديديد كه مثل يك سيل خروشاني در حركت است، و چنانچه بخواهند خلاف اين را بگويند اين سيل آنها را مي برد البته بعضي از آنها هم يك حرفهائي زدند» (7)
چند ماه بعد آقاي بازرگان با افشاء شدن اسناد لانه جاسوسي به عنوان رهبر نهضت آزادي و از قول تمام آنها با تفسير جديدي از شرف! و راه كج و يا درست كنار آمدن با آمريكا ارائه مي كند:
«اسم خود را مي گذارند خط امام، خط شيطانند اينها كه افشاء مي كنند... فلان فلان شده ها... بي شرفند اينهايي كه مي گويند ما با آمريكا راه كج رفته ايم اينها ضد انقلابند...» (8)
حضرت امام در تجليل و بزرگداشت انقلاب سياسي الهي دانشجويان پيرو خط امام و ثمرات آن در تداوم انقلاب ميفرمايند:
«... ديديد آن روزي كه اين جوانهاي بيدار عزيز ما اين لانه جاسوسي را گرفتند. اين شياطين به دست و پا افتادند. يكي گفت اين ها خط شيطان هستند و دنبال اين كردند كه ما الان اسير آمريكا هستيم، نه اينكه نمي فهميدند كه نه، اسير آمريكا نيستيم، مي خواستند كه ما را از استقلال بيرون بياورند و به دامن آمريكا بيندازند و قضيه گرفتن اين محل جاسوسخانه ناگوار بود براي آنها، براي اينكه پرونده هاي اينها هم ظاهر مي شد، پيدا مي شد اين پرونده ها. اين همه كوشش براي اينكه، اينها را رها كنيد بروند، ما در گرو آمريكا هستيم اينها را بگذاريد بروند. اين جوانهاي عزيز ما كه گفتند ما در خط اسلام هستيم مي گفتند به آنها كه شما در خط شيطان هستيد، خوف اين بود كه اين پرونده ها ظاهر بشود و اين چهره ئي كه قالب زدند خودشان را، اين چهره ها معلوم بشود كه چه جور اشخاصي بودند(9)
(1) صحيفه امام ج 10 ص 412
(2) كتاب «مي رويم تا خط امام بماند» شهيد مهدي رجب بيگي ص 67
(3) (4) صحيفه امام ج 14 ص 438
(5) اسناد نهضت آزادي ايران ج 11 ص 198
(6) همان ص 274
(7) صحيفه امام ج 10 ص 375
(8) روزنامه انقلاب اسلامي، مورخه 1358.12.21 ص 12سخنراني در مسجد جامع نارمك تهران
(9) صحيفه امام ج 15 ص30
پ.ن:ديروز براي اولين بار جناب محمدزاده را در دانشكده حقوق ديدم كه به عنوان سخنران برنامه ۱۳آبان دعوت شده بودند و در زير عنوان ايشان آمده بود از موسسين سپاه پاسداران انقلاب اسلامي .اما نكته جالب برنامه ديروز اتفاق جالبي بود كه هنگام سخنراني دكتر كوچك زاده نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي رخ داد كه نشان از مطالعه و تسلط هر دو بزرگوار بر مواضع حضرت امام داشت فارغ از اين بحث كه هر دو بزرگوار رفرنس اصلي صحبتهايشان صحيفه امام بود چه كتاب هايي كه همراه اقاي محمدزاده بود و چه زونكني كه دكتر كوچك زاده مملو از فيشهايش از صحيفه به همراه داشت.
هركدام كه به جمله اي از حضرت روح الله استناد كرد هنوز ابتدايش را نگفته بود ديگري از حفظ تا اخرش را ميخواند و اين صحنه كه بار ها تكرار شد حالتي مشاعره گونه ايجاد كرده بود كه در نوع خودش ميتوان بي نظير دانست
به هر حال مقاله فوق يادداشتي است كه امروز به قلم جناب محمدزاده در روزنامه كيهان درج يافته است
بسم الله الرحمن الرحيم
جوانان و دانشجويان عزيز! در اين گردهمايي دانشجويي مجموعههاي متعددي از دانشجويان شركت كردهاند. اين نقطه روشن ديگري است كه جذابيت طبيعي گردهماييهاي دانشجويي را مضاعف مي سازد.
دانشجوي متعهد و آگاه از پيش از انقلاب تا كنون همواره در جستجوي مهمترين مسائل جاري كشور بوده است. او با انگيزه آگاهي و نشاطي كه لازمه محيطهاي دانشجويي است، در پي آن است كه آرمانهاي والا و تعهد آور خود را در پيگيري اينگونه مسائل جستجو كند و در راه تحقق آن گام نهد. اين نيز خصوصيت طبيعي ديگري براي محيطهاي دانشجويي است. امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل كشور مسئله عدالت است.
دانشجوي جوان اگرچه خود برخاسته از قشرهاي مستضعف جامعه هم نباشد، به عدالت اجتماعي و پركردن شكافهاي طبقاتي به چشم يك آرزوي بزرگ و بيبديل مينگرد. اين احساس و انگيزه در دانشجو، پر ارج و مبارك است و مي تواند پايه قضاوتها و برنامههاي عملي او براي حال و آينده باشد.
اگر عدالت، عدالت واقعي و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت، آرزو و آرمان و هدف برنامهريزي هاست، پس بايد هر پديده ضد عدالت در واقعيات كشور مورد سؤال قرار گيرد.
مسابقه رفاه ميان مسؤولان، بي اعتنايي به گسترش شكاف طبقاتي در ذهن و عمل برنامه ريزان، ثروتهاي سربرآورده در دستاني كه تا چندي پيش تهي بودند، هزينه كردن اموال عمومي در اقدامهاي بدون اولويت و به طريق اولي در كارهاي صرفاً تشريفاتي، ميدان دادن به عناصري كه زرنگي و پررويي آنان همه گلوگاه هاي اقتصادي را به روي آنان مي گشايد و خلاصه پديده بسيار خطرناك انبوه شدن ثروت در دست كساني كه آمادگي دارند آن را هزينه كسب قدرت سياسي كنند و البته با تكيه بر آن قدرت سياسي اضعاف آنچه را هزينه كرده اند، گرد ميآورند.
اينها و امثال اينها آن نقطههاي استفهام برانگيزي است كه هر جوان معتقد به عدل اسلامي ، ذهن و دل خود را به آن متوجه مي يابد و از كساني كه مظنون به چنين تخلفاتي شناخته ميشوند، پاسخ مي طلبد و همچنين در كنار آن ازدولت و مجلس و دستگاه قضايي، عملكرد قاطعانه براي ريشه كن كردن اين فسادها را مطالبه ميكند.
امروز اين مهمترين و مطرحترين مساله كشور ماست و نسل جوان دانشجوي متعهد و مؤمن نميتواند نسبت به آن بي تفاوت بماند.
توفيقات همگان را ازخداوند متعال خواستارم.
والسلام عليكم و رحمه الله
سيد علي خامنهاي - 1381/8/6