
وجوب برکناری دکتر بشیریه ، دکتر سمتی و ... چه قانونی و چه غیر قانونی ، موجب امتنان مسئولین دانشگاه است . چه اینکه این اساتید و شاگردان ، دانشکده و فضای فکری آن را ارث مسلم پدر خود فرض کرده و برای پس گرفتن آن عریضه و بیانیه چاپ می کنند . انگار این اساتید " جزیره ثبات " دانشگاهند که با رفتنشان شیرازه ی امور از هم می پاشد و دانشگاه بی دانشگاه !
آنها و امثالهم قریب به هفتاد سال در این دانشکده مشغول تدریس و فعالیت بوده اند . آنان در این هفتاد سال چه گلی به سر این کشور زدند و به درد کجای این مملکت خوردند که حالا برخی در سوگ رفتنشان سینه چاک می کنند ؟ آنها جز تربیت شاگرد برای بازسازی و بازتولید افکارشان (؟!) چه کرده اند ؟ کم نیستند اساتید گروه علوم سیاسی که همه با افتخار می گویند : " لیاقت شاگردی بشیریه و فلانی وبهمانی را داشتیم و اکنون هم افتخار استادی شما را "! 1 این دور باطل تا کی باید ادامه پیدا کند ؟ اگر ما نخواهیم که افتخار شاگردی این اساتید را داشته باشیم چه کسی را باید ببینیم ؟
" ما نمی خواهیم همیشه شاگرد و دنباله رو بمانیم بلکه می خواهیم به جایی برسیم که در مبادلات علمی تاثیر گذار باشیم ." (بیانات رهبر در دیدار با اساتید دانشگاه – مهر 86 )
تا کی باید شاهد قلدربازی های نوچه های فکری (اعم از استاد و دانشجو ) این گنده لات های درجه یک افکار غربی باشیم ؟ به خودتان نگیرید ، کم نبودند اساتید ی که در دوره ی اصلاحات و تحت ریاست دکتر فرجی دانا از این دانشکده و دانشگاه اخراج شدند و بوی تعفن این دانشکده باعث شد که آنها حتی از کنارش هم رد نشوند . این دانشکده دیگر تحمل این را ندارد که روی دیوار کسانی یادگاری بنویسد که هفتاد سال صورتش را با سیلی سرخ نگه داشته اند و نمی گذارند که کس دیگری وارد آن بشود .
آن زمان که آقای بشیریه برای چند سال می رود و پشت سرش را هم نگاه نمی کند ، مریدانش کجا بودند که جای خالی اش را احساس کنند ؟ چرا نامه ی فدایت شوم نمی فرستادند که برگرد ؟ این دانشکده و بسیاری از دانشجویانش که تعدادشان هم کم نیست ، خواهان اساتید جدید و دگراندیشی هستند که این چرخه ی فکری کور را به چالش کشیده و با ارائه نظرات نو و بومی جانی تازه در این خرا ب آباد بدمند . نیاز به گفتن نیست که این نیاز آنقدر مهم است که ریاست محترم دانشکده در کنار توجه وافری که به زیباسازی دانشکده دارند گوشه چشمی هم به آن بیندازند . اولیا و علمای دانشکده به همراه طرفدارانشان با بازتولید خودشان و میدان ندادن به دیگر اندیشه ها و افراد ، در واقع مرگ خودشان را رقم می زنند ، زیرا باروری اندیشه شان به حضور اندیشه های متفاوت نیاز دارد . افکار اساتید دانشکده طی این چند دهه ، مانند برخی فیلم های صدا و سیما آنقدر تکرار شده که پوسیده و نزدیک است نوارش پاره شود ! اما استادها دوست دارند با زور مظلوم نمایی و تحریک هوادارانشان همچنان بر تکرار خود اصرار بورزند . علوم سیاسی و حقوق به این اساتید وابسته نیست که اگر بروند این علوم منحل شوند ، بلکه به شهادت در و دیوار این دانشکده ، این اساتیدند که رگ حیاتشان به علوم سیاسی و حقوق وابسته است که اگر نبودند این علوم آنها از چه سق می زدند و از کجا ارتزاق می کردند ؟ کدام یک از آنان نان فکر و اندیشه ی خودش را می خورد ؟ کدام یک روزی به حقوق و علوم سیاسی شک کرده اند جز اینکه مسحور آنها بوده اند ؟ هر کدام از آنها برای یادگرفتن این علوم تا خارج از مرزها به دنبالش دویدند تا مگر حداقل دکترای خود را از بورکینافاسو بگیرند !
ما صراحتا این وضعیت را (عدم وجود اساتید دگر اندیش ) تبعیض بزرگی علیه خود می دانیم و از زیر سوال بردن آن هیچ گونه ابایی نداشته و در صورت لزوم و عدم اقدام جدی مسئولین دانشگاه و دانشکده به طرح ادعای خود در سطح وزارتخانه متوسل خواهیم شد.
در ضمن هر گونه اهمال و نشان دادن ضعف مسئولین در برکناری اساتید متخلف ، نشان آزاد اندیشی و اصلاح طلبی بر سینه شان نیست بلکه نشان عقب ماندگی علمی و ترس است که بر تارک کارنامه مسئولیتشان خواهد درخشید .
(1) مصداق بازی بغلی بگیر -چی را بگیرم - این کلاف را -چه کارش کنم ؟- بده بغلی !-بغلی بگیر -... (برگرفته از نظریه تئوری بازی ها )
بسم الله
یکی از شعارهایی که اعضا انجمن تهران در حاشیه برنامه 16مهر سر دادند شعار جمهوری اسلامی توامان توامان بود. فارغ از این بحث که آنچه در روز دوشنبه در تهران گذشت چه بود و چگونه شد و حضور دوستان انجمنی در این برنامه چه سودی داشت و خط کشی صورت گرفته در این برنامه میان حضرات انجمنی و اراذل و اوباش پلی تکنیکی و علامه ای و تهرانی که حتا منجر به کتک کاری و فحاشی (1)در اجتماع انها نیز گردید و اینکه انجمن اسلامی حساب خود را از جریانات چند نفره و وابستگان گروهکها جدا کرده است (2) و این مرز بندی را نشان داده است و حضرات باید به صرافت این بیافتند که برای فحاشی و ضدیت با ارزشها محملی غیر از انجمن اسلامی بیایند . البته خاطر نشان کنم دوستان میگویند حضورمان صرفا برای جلوگیری از ایجاد یک فضای رادیکال و بی منطق بوسیله طیف مدرن تحکیم و حضرات چپ بود و خواستیم دانشجو در فضایی ارام و منطقی و بدور از برخورد فیزیکی و فحاشی خواسته های خودش را بیان کند اما نکته ای که هرچند گذرا قصد مطرح کردنش را دارم در حول شعار مذبور میچرخد.
وقتی شعار جمهوری اسلامی توامان توامان را سر داده میشود متضمن این حرف است که عده ای قصد دارند بر خلاف آنچه پایه و اساس نظام اسلامی بر ان استوار گشته و تائید موکد امام راحل بر آن بوده است که جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم ،نه یک کلمه زیاد .به جدا نمودن جمهوریت و اسلامیت دست یازند و بر شاکله و اساس نظام بتازند.
اما انچه این قلم قصد بیان ان دارد اشاره ای گذرا بر مواضع و خط مشی دوستان انجمنی است
عضویت و همسویی انها در طیف علامه دفتر تحکیم چیزی نیست که بتوان به راحتی از ان گذشت و این قدر خود را به تغافل بزنیم که مواضع تند و غیر منطقی آنها را به حساب ان شا الله گربه است و جوانی کرده اند به دیده اغماض نگریست
از سوی دیگر کنکاشی مختصر بر مواضع دوستان انجمن تهران بیانگر این نکته است که خود به جنگ اسلامیت و جمهوریت نظام رفته اند و حداقل اینکه خود اعتقادی به ان ندارند و صرفا پیرهن عثمانی است که به دست گرفته اند و بر موج شانتاز وجوسازی سوار گردیده و فریاد میکنند
و گویی از یاد برده اید سخنان عضو شورای مرکزیشان را در روز 16 مهر که چگونه دم از جمهوریت میزد و در کنارش به منتخب ملت میتاخت و میگفت که احمدی نژاد باید خودش را به ارا ملت مجددا عرضه کند چرا که اجتماع 50 -60 نفره ما با ان مخالف است و تاب احترام به رای اکثریت را ندارد و به عبارت اخری انگاه دموکراسی خوب است که ملت همان را بگویند که ما میگوییم(البته امید که آنچه آنها میگویند هم صداییشان با سخن پراکنی ها ی ضد انقلاب همین طور از الکی و اتفاقی باشد)
البته در اسلام خواهی حضرات همین قدر کفایت میکند که تمام قد پشت سر سخنان توهین امیز فردی(3) ایستادند و پای ثابت اکثر برنامه هایشان حضور این جناب اندیشمند!!!! بوده است .و یا سخن گفتن از روز آزادی بیان در حمایت از توهین های جناب استاد در سالروز محکومیت ایشان است.و برنامه ها و سخنرانی های متعددی که در لوای انجمن اسلامی حضرات برگزار کرده اند و مطالب مختلفی که در نشریات و رسانه بیان کرده اند . که کوچکترین موردش حمایت از نشریات و مدیران مسئول نشریات منتشر کننده مطالب توهین آمیز امیرکبیر بوده است.
1- شیخ پور یکی از اوباش دانشجو نمای پلی تکنیک هنوز 2-3 جمله از پشت میکروفن انجمن افاضه نکرده بود که حتا دوستان انجمنی هم ادبیات نابخردانه اش را تحمل نکردند و با کتک از خجالتش در امدند و یا وقتی که یکی از اوباش قصد رادیکال کردن فضا و خارج کردن عنان برنامه از دست حضرات انجمنی را داشت چنان زیر بار حملات لفظی !!! قرار گرفت و....
2- البته این بازگشت دوستان به گفتمان ارزشی را باید از محصولات 3 تیر دانست و پیامی که باید شکرگزارش بود که به حضرات این پیام را رساند این مردم هنوز از اسلام سیر نشده اند و پس از 8 سال حکومت شما هنوز مسلمانند و مسلم در انتخابات بعد هم دنبال مسلمان میگردند و البته تمامی این حرفها بر مبنای همان تز معروفشان بنا شده که ایرانی جماعت حافظه تاریخی ضعیفی دارد و بر این خیال خامند که ملت سابقه درخشانشان در دفاع از ارزشها!!!! در 8 سال دولت اصلاحات را از یاد برده است
3- برای عاقل اشاره ای کافیست. اگر آنچه در سال 81 تاکنون گذشته در خصوص این فرد معلوم الحال گدشته را مرور کنیم همین دلیل برای ما در عدم مشروعیت افعال حضرات بیانیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و تاکید مکرر آنها بر تغییر + نیافتن نظرشان در خصوص سازمان ( نامشروع )مجاهدین انقلاب اسلامی به علت حمایت از سخنان مطروحه عضو مرکزیت حزبشان است
مردم شريف و مسلمان ايران
سازمان موسوم به "مجاهدين انقلاب اسلامى" در جهت بدبين كردن نسل جوان به اسلام و روحانيّت و تفكيك دين از سياست - كه هدف دشمنان جهانى اسلام نيز هست - تلاش مىكند.
سخنان موهن يكى از اعضاء مركزيت اين سازمان در همدان (توهين او به عقائد دينى، مراجع تقليد و مردم متديّن ايران) و حمايت بى دريغ آن سازمان از گفتههاى او شاهدى بر اين مدّعاست.
جامعه مدرّسين حوزه علميه قم چنين سازمانى را فاقد مشروعيت دينى مىداند و متديّنين را از همكارى با آنها بر حذر مىدارد.
والسلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
جامعه مدرسين حوزه علميه قم
على مشكينى