
ناگهان ایستاد و به جماعت نگاه کرد اسبش را که اکنون به عنوان چماق دور سرش میچرخاند و فریاد میکشید
میگویند حسین به این سو می اید
همانطور که علی امده بود و شما کشتیدش
جماعت ساکت و مبهوت باز با صدای قهقهه مرد به خود آمد حالا حسین می اید و شما می خواهید با سر مسلم از او استقبال کنید
میخندد و سوار اسبش می شود زنده باد ابن زیاد زنده باد کوفه زنده باد...
بسم الله
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه مولانا امیر المومنین

مادر زيباترين لباس را به ميپوشاند موهايش را شانه ميكند و گوشواره اش را مرتب ميكند
كودك شاد خندان خود را به دامان عمه مي اندازد
-عمه جان خوشگل شده ام
-بله دختر قشنگم
-مامان ميگه فردا روز عيده براي همين بايد خوشحال باشيم روزعيد غدير .درسته ؟
آفرين به تو و مادرت...فردا يكي از بزرگترين عيدهاي مسلمانان است.روزي كه پيامبر...
كودك خسته از سفر در دامان عمه بخواب رفته.
کودکان خسته از راه طولانی خستگی را با دنبال هم گذاشتن از تن به در میکنند.صدای خنده و قهقهشان فضا را پر کرده است.
عباس بیرون از خیمه ای به دور دست ها خیره شده هنوز از مسلم خبری نیست .اخرین خبر وقتی بود که از بیعت ۱۸هزار کوفی نوشته بود اما مگر میشود به کوفیان اعتماد کرد...
دست کودکی عباس را به خود می آورد
عمو جان چرا شما نمی ایید با ما بازی کنید
.....
اما گویی شن های تف دیده بیابان در زیر پای کودکان کاروان التماس میکنند
گوش کنید به وضوح صدایشان شنیدنی است
می خواهند کاروان را از این سفر باز دارند اما مگر کاروان به کدامین سو میرود؟
حق به حق دار نرسيد…
چندي از دوستان با ارسال sms اعدام صدام رو تبريك گفتند.
متن اين sms ها...
حق به حق دار رسيد...اعدام ديكتا تور بزرگ مبارك باد...
ولي حقي به حق دار نرسيده .زماني حق به حق دار مي رسيد كه به تمام پرونده ها به
خصوص پرونده حمله عراق به ايران رسيدگي مي شد
زماني كه مي فهميديم گناهمون چي بود
گناه شهيدايي كه رفتن چي بود
گناه جووناي شيميايي مون چي بود
گناه جانبازا. زنها و بچه هاي بي گناه چي بود...
همهمه کودک را از خواب پراند
بهت زده به اطرافش نگاه کرد خواست گریه کند پدر ارام به اغوشش کشید گریه اش را خورد پدر گونه هایش را بوسید و باز به میهمانانش نگاه کرد انها باز گفتند از باغهای به میوه نشسته از اب و هوای خوش کوفه و از مردمانی که به انتظار امام اند برای قیام و کیسه نامه ها را در برابر پدر گذاشتند
کودک در اغوش پدر به خواب رفته بود