

بسم الله
۱-حذف کنید!
برای دیدن کلیپ روی عکس کلیک کنید!
۲-و حجت تمام است حضرت آقا ۴شنبه معیارها را بیان کردند هرچند این قسمت از فرمایشات ایشان سانسور شد
این بند از سخنان رهبری به شرح زیر است:
«اساس در مسوولیتها امانت، تدین و صداقت است. آدمهای کارآمد، اگر امانت و صداقت نداشته باشند کارآمدی آنها به نفع مردم تمام نخواهد شد. افراد منتخب باید علاوه بر کارآمدی، انسانهای متدین و امین و صادق و روراست با مردم و دلبسته به اهداف و آرمانهای دینی مردم باشند. این افراد را پیدا کنید و به آنها رای بدهید، در تهران، در سایر شهرستانها و روستاها هر جایی انتخاباتی در آن برگزار میشود، مردم با توکل به خدا و با قصد تقرب الی الله به پای صندوقهای رای بروند.»
به نظر ميرسد، كساني كه در چند ماه اخير شعار خود را «شهردار کارآمد» قرار دادهاند، و همچنین در روزهای اخیر گفتهاند «شعار كارآمدي، بايد شعار آينده كشور باشد» این سخنان رهبری را به خود گرفتهاند و درصدد حذف اين بيانات برآمدهاند.
و همین طور کلام حضرت روح الله:
به كساني كه رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمي فهمند راي ندهيد
سخنرانی ۱۵ خرداد قم که یادتان هست طلبه می خواست سوال بپرسد و چه بر سرش در همان مجلس آمد و چه ها بعد از آن
امروز کاش امیر کبیر بودید
دکتر بود و ما
و ما بودیم و معدودی از بعضی ها !!!
بیچاره دوربین صداوسیما که از همه مظلوم تر بود و زود تر شکست
و بیچاره ما که دانشجوییم
و بی چاره دکتر به خاطر دیکتاتوریش وقتی مظلومانه به ما و انها مینگریست که حتا ادب را هم...

وقتی عکسش را به اتش میکشیدند
و او گفت آمريكاييها بدانند ما اگر هزار بار هم بسوزيم،يك سانتيمتر از آرمانهايمان عقبنشيني نميكنيم.
امروز ما بودیم انها که نه از پلی تکنیک که از تهران و علامه امده بودند یک یک شان را میشناختم و میدانستم چرا وقتی دکتر از مافیای اقتصادی صحبت میکرد فریادشان بلند شده بود وقال وقیل میکردند.خوب میدانستم که چرا وقتی دکتر از وابستگی بعضی جریانات می گفت هو میکردند و یار دبستانی می خواندند و چرا از دزدی های میلیاردی میگفت اینها...بگذریم این کلاف ها به هم گره خورده است
سالگرد تعطیلی شلمچه بر مدعیان جامعه چند صدایی و زنده باد مخالف من مبارک باد
نمی خواهم صحبتهای یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد سیاست گزاری تهران را تایید کنم که می گفت خانم دکتر لطفیان در کلاس ماحصل سفر دوهفته ای اش به خارج از کشور و شرکت در ۵کنفرانس را میخواست ارایه کند چگونه با خشم و نفرت صحبت میکرد از محبت و احترامی که در مصر در میان تمامی طبقات از دربان هتل تا اساتید دانشگاه و روشنفکران مصری برای احمدی نژاد قایل بودند .و از حاشیه کنفرانس های دیگری که در اروپا برگزار شده بود که محور بحث ها سیاست خارجی محمود احمدی نژاد و شخصیت او بوده است.
اما واقعیت هر چقدر هم که بد باشد اینست احمدی نژاد امروز ایران را در جایگاه قابل اعتنایی در عرصه جهانی قرار داده است همین سفرهای یکی دو هفته اخیر مقامات کشور های مختلف کفایت میکند
بگذریم حرف از احمدی نژادی شدن دنیا بود
این میثاقنامه کاندیداهای اصلاح زلب در حضور خاتمی بد رقم دارد ما را به یاد میثاق نامه خدمت احمدی نژاد در شورای شهر گذشته برای کاندیداها و بعد ها با وزیرانش می اندازد
یا همین دو عکس منتشره از جلسه اصلاح طلبان با خاتمی که یکی در صف نماز است و دیگری که به صورت ایستاده عکس گرفته اند نیز سجاده ها داد میزند که می خواهیم ما هم به اصلمان برگردیم و دم از ایین و مذهب بزنیم و بلغور کردن حرفهای ان طرف آبی فعلن تعطیل است
خبر اجتماع جوانان اصلاح طلب در تالار مسجد موسی بن جعفر به این بهانه که تالار وزارت کشور را به ماندادند هم تاکیدی بر همین مدعاست چرا که چیزی که زیاد است در تهران تالار و سالن ورزشگاه است
بگذریم همین قدر که اقایان در صحبتهایشان هم تعدیل کرده اند و به جای گنده گویی و فخر فروشی مانند ادمی زاد صحبت میکنند
البته این عکس رییس جمهوری مکتبی رجایی وشهردار مکتبی شهید باکری را ان شا الله در تبلیغات هواداران اقای ق خواهیم داد و...
پ.ن:در خصوص خبرگان من موضعم بر لزوم حضور اقای هاشمی در خبرگان رهبری است و دلیلی بر عدم رای به ایشان نمیبینم تمام انتقاداتی که به حضرت ایشان اعم از اختلافاتی نظری در برخی حوزه که که البته کم اهمیت هم نیست و همین طور اعتراضی که به نحوه مدیریت ۸ساله دوران ریاست جمهوریشان دارم و همین طور اینکه چرا به این دوری و بری های مفت نیارزش بها میدهد و از مدیرانش با تمام اشتباهاتشان دفاع میکند و...اما جایگاه خبرگان رهبری و نقش کم نظیر ان در نظارت بر رهبری حضور و تجربه و درایت اقای هاشمی را میطلبد
و با افتخار میگویم در ۲۴ آذر به حضرات آیات مشکینی مصباح یزدی و هاشمی رای خواهم داد
در خصوص هدایای رییس جمهور هم این مطلب را ببینید
ساست مردم شهرداران گروهها و احزای مختلف را اینگونه معرفی کرده است:
شهرداران منتخب گروهها
پیمان اکبری
جراید: لیست ها و گروها ، شهرداران منتخب خود را اعلام نمایند.
با توجه به فشار مطبوعات و رسانه ها ، احزاب و گروه های سیاسی در روز گذشته شهرداران منتخب لیست های خود را به همراه دلایلشان اعلام نمودند. حال بخوانید:
1)ائتلاف ورزشکاران مستقل...............
شهردار: علی پروین
علت: باادب، متواضع، جوان گرا ، جنب و جوش فراوان، مخالف سرسخت پارتی بازی، عاشق تحصیل و تخصص، دارای مدرک تحصیلی فوحشولوژی
2) حزب نهضت آزادی...........................
شهردار: اکبرهاشمی رفسنجانی
علت: علاقه به روحانیت ، مردمی بودن ، سپردن قدرت به جوانتر ها،مبارزه با اختلاف طبقاتی، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، کمک به دولت احمدی نژاد
3) حزب موتلفه......................................
شهردار: سید محمد خاتمی
علت: ادامه راه امام و شهیدان ، اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه ، مبارزه با آمریکاو انگلیس و اسرائیل، مبارزه با فساد و بی بند باری ، عمل به فرامین رهبری
4) حزب مشارکت................................
شهردار: قالیباف
علت: آخرین بازمانده حاکمیت دو گانه، سازش ناپذیری ، اقبال عمومی در نظر سنجی های معتبر، مردمی بودن ، ساده زیست بودن، استفاده صحیح از بیت المال
5) حزب اعتماد ملی...........................
شهردار: ش.جزایری
علت: تعمیق ارتباط شهرداری با نمایندگان مجلس، دست و پا خیر ، سابقه دار(منظور سوابق اجرایی!) ، به فکر مسئولین ، اهل کمک به همنوع(تازه قول داده اگه شیخ دفعه ی بعد رای بیاره به جای 50000 تومن نفری 100000 تومن بده به شیخ تا ایشان بدند به مردم) راه اندازی شبکه ماهواره ای 50 تومن تی وی
6)حزب کارگزاران..............................
شهردار: مرعشی (البته فرق نداره هرکی بیاد راش میندازیم)
علت: مبارزه بی امان با فامیل سالاری ،به کارگیری افراد دیپلمه جهت بسط روحیه خود باوری،جدیت در کارها، شایسته سالاری، مبارزه با قلیون های دو سیب
7 ) ائتلاف حامیان دولت.....................
شهردار: هیچ کی؟!!!
علت: دنیا دیگه مثل احمدی نژاد نداره، نداره دیگه نمیتونه بیاره
انچه میخوانید گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام روح الله حسینیان در جمع طلاب مدرسه حقانی در تابستان ۱۳۷۸ است اكثر این حرفها در آن روز براى بار اول گفته مىشد. عدهاى پذیرفتند و تأیید كردند، و عدهاى از درِ انكار و تكذیب برآمدند. عدهاى كه عاقلتر بودند تكذیب نكردند، سكوت كردند تا شاید «فتیله ماجرا پایین كشیده شود.» چند نفرى هم كه گفتند از وى شكایت مىكنیم، تا حالا كه بیش از هفت سال از آن ماجرا گذشته، هنوز شكایت نكردهاند!
...راجع به خودكشىاش سؤال كردم كه سعید اسلامى توسط چه چیزى خودكشى كرد؟ ایشان فرمودند «دارو». گفتم ببینید، 70 نفر از بچههاى اطلاعات رفتند داخل غسالخانه و جنازه ایشان را دیدند. معذرت مىخواهم، مىگویند دارو هم استفاده كرده و خودش را هم تمیز كرده بود. چند بسته شما به ایشان دادید؟ مىگویند «یك بسته». مىگویم خب یك بسته چقدر باقى مىماند كه خورده باشد و مرده باشد؟ مىگویند، دكترها گفتهاند كه محلول یك استكان. گفتم آخه باباجون، آخه ما خودمان یك زمان قاضى بودیم، یك زمانى زندانبان بودیم. تاكنون صدها نفر واجبى خوردند و نمردند. آخه چه طور با یك استكان آن هم كه شما مىگویید كه بلافاصله بردید به بیمارستان و شستشو دادید، این خورد و مرد؟ مىگوید نه نمرد، 4 روز زنده ماند و خوب شده بود. حتى تماس هم گرفتند با ما كه بیایید و ببریدش كه یك مرتبه اعلام كردند كه ایست قلبى پیدا كرده و بیایید و ببرید كه تمام كرد. گفتم آخه جاى تحقیق دارد. اولاً من نمىگویم نخورده، شاید، شاید خط بهش دادند همان بازجوهایى كه چپ بودند و كسانى كه پرونده دستشان است، این كار را بكن، بیا بیرون نجاتت مىدیم، چون خودش هم گفت، گفت آنجا داد و بیداد مىكرد و مىگفت آقا به داد من برسید، پدرم را درآوردند، كشتنم، شكنجهام مىكنند. توى بیمارستان داد و فریاد مىكرد. شاید واقعا همین خطى به او دادهاند و بعد آوردهاند بیمارستان، آمپول هوا بهش زدند، سكته كرده. تحقیق كنید، بررسى كنید. آخه سعید اسلامى آدمى نبود كه خودكشى كند. ما مىشناختیم سعید اسلامى را. به هر حال جواب قانعكنندهاى آقاى نیازى واقعا براى این مسأله نداشتند و ندارند. همین هم پیشبینى شده. یكى از عواملى هم كه باعث شد بنده به ختم سعید اسلامى بروم...
متن کامل سخنرانی را در ادامه همین مطلب مطالعه فرمایید
وقتی واجب الصدقه شدیم یا هدیه ویژه رییس جمهور
زندگی خوابگاهی اینقدر ادم را تحقییر میکند که ناگهان به خود می ایی که داد بیداد عزت نفست به فنا رفته
داستان برای ما از سال ۸۲ به گمانم شروع شد یعنی البته قبلش هم بود اما منتش بر سرما نبود ماه رمضان سال ۸۰به گفته رییس اسبق کوی در جمعی خصوصی نان وپنیری که در کنار افطار به ما میدادند به علت نبود بودجه از اوقاف تهییه شده بود و مواردی دیگر .که خوب ربطی به ما نداشت نبود بودجه را اقایان از خیرین یا نهاد های دیگر تهییه میکردند و ما ملتفت هم نمی شدیم
اما در ان سال نحس شهردار سابق تشریف اوردند در کوی و فلاکت زندگی خوابگاهی را دیدند(دوستان خوابگاهی میدانند اگر از شلوغی خوابگاههای دانشگاه علامه بگذریم بدترین خوابگاه دانشجویی ایران است و در عین حال بزرگترین مجموعه خوابگاهی خاورمیانه)و با هزار تبلیغات تلویزیونی و بعدها انتخاباتی اتاقها را موکت کردند وتلفن کشیدند و...
و داستان از همین جا شروع شد ما که بر سر خان بیت المال نشسته بودیم و دولتی که متکفل ما بود به جای انکه از حیثیت خودش دفاع کند که کمبودهایش را نهادی دیگر جبران میکند سکوت کرد
و داستان از همان جا شروع شد
سال بعد نهاد مصلی نژاد به هزار تبلیغات و منت ما را بر سر سفره افطار نشاند کاش ان شب دیگ ها را بر میزبان خراب کرده بودیم که اگر منتی هم هست باید بر سر فلان مسئول بی عرضه ای باشد که مسئول زندگی ماست نه من دانشجو و این داستان امسال هم تکرار شد و بار دیگر بنیاد مصلی نژاد افطاری دادند و...
و امسال هم که ما وجه المصالحه دعوای هواداران احمدی نژاد و قالیباف بودیم و خودشیرینی های اقایان و نتیجتن بودجه ای که شهرداری قرار بود به کوی بدهد نداد و کار به جنگ رسانه ای کشید و ...
واخرالامر شهرداری محترم از انجا که دانشجویان ساکن کوی اتوموبیل شخصی دارند!!! محوطه کوی را اسفالت مجدد کردند.
البت خدا پدر اقای وزیر علوم را بیامرزد که حد اقل بودجه ای را که میخواست به کوی اختصاص دهد صرف خط کشی اسفالتها نکرد و یخچالی به اتاقها اختصاص داد هر چند که هنوز به تمام ساختمان ها یخچال نداده اند اما گفته اند که میدهند و...
واکنون هدیه ویژه رییس جمهور کیف کاغذ کلاسور خمیردندان و مسواک و ظاهرن دو جلد کتاب از علامه شهید مرتضا مطهری
با تبلیغات و منت و....
اقای احمدی نژاد اجازه دهید با احترام هدیه تان را پس بفرستیم و بگوییم
ما از شما صدقه نمی خواهیم
ما برقرار عدالت می خواهیم بگذار رک بگویم اقای رییس جمهور میدانی از میان انهمه شعار انتخاباتی و حرف های قشنگت با کدامین حرفت از ما دلبری کردی
انروز که گفتی ما باید برای اداره جهان اماده شویم
و امروز اموزش وپرورشت را میبینم برادر فرشیدی و وزارت علوم حضرت زاهدی و با خود میگویم ما چگونه برای اداره دنیا باید اماده شویم
اقای احمدی نژاد امروز حالم به هم میخورد وقتی که به فلان اقازاده و مال مردم خور و ..فرصت میدهی که اسمتان را اعلام میکنم
اقای احمدی نژاد ما از تو عدالت می خواهیم نه صدقه
پ .ن:تمام این حرفها به کنار بر مظلومیت علامه مطهری باید گریست وقتی کتابهایش این گنجینه های حکمت را هم ردیف خمیر دندان و مسواک میکنند .
کسی به حضرات فاقد شعور مسئول بگوید اینگونه افکار و اندیشه های اسلامی متجلی در کتابهای شهید مطهری را به ثمن بخس و به قیمت خروس قندی نمی فروشند