تبليغاتX
روزنامه نویس
بسم الله

۱-اخرین پستم در استقبال از ماه مبارک بود و برنامه ای که برای یک بحث داشتم و به دلایلی بعدن حذفش کردم و این پست در استانه عید فطر است و صدای تکبیر و تهلیل عید در گوشم است اللهم اهل الکبریا و العظمه واهل الجود و الجبروت واهل العفو و المغفره... هر چند امیدوارم که مانند دو سال پیش نشود و همه با هم در یک روز نماز عید بخوانیم

۲-اوضاعم شده پاییز ۸۳که در لباس شخصی مینوشتم و برنامه هایی داشتم برای خرج کردن برای وبلاگ سروسامان دادنش و...اما از اسمان و زمین برایم بارید و ان ورشکستگی را حاصل شد و امسال نیز اوضاع ظاهرن به همان گونه است کلی تابستان با این و ان لابی کردم و متن دستنویس و حتا تایپ شده جمع کردم باور ندارید فلش مموریم را چک کنید اما از اسمان و زمین و حتا زمین و اسمان دارد برایم میبارد و نمی توانم بروز کنم دعا کنید حداقل ثمره این بی نظمی در نوشتنم پذیرفته شدن در یکی دو امتحان پیش رویم باشد

۳-از رفقایی که در این مدت سراغی از ما گرفتند و با اهداتاج گل وارسال اس ام اس ایمیل و کامنت از راههای دور و نزدیک در مراسم ختم و شب هفت جهلم و...

به خصوص حسن که کچلم کرد که اگه به روز نمیکنی این پست علیه دکتر را بر دار کمال تشکر را دارم

۴-و همین طور به برادر عزیز مدیر و مدبر دکتر زاهدی وزیرمحترم علوم تحقیقات و فناوری که از شانس حضرت ایشان هر وقت مطلبی علیه ایشان نوشتیم بلگفا به هم ریخته و مطلب لود نشد نیز کمال تقدیر و تشکر را دارم و همین طور از روزنامه روزگار که دیروز من را به حیرت انداخت فکر کنم از سال ۷۷تا کنون این اولین روزنامه اصلاحطلبی باشد که به انعکاس راهیمایی روز قدس در این حجم و در صفحه اول پرداخته باشد

۵-و بگذریم عیدتون مبارک

۶-و تشکر میکنم از حسن روزی طلب که سانسور سخنان حضرت اقا در جمع دانشجویان و همین طور در جمع سران نظام را بر نتافته و امیدوارم در خصوص موارد مشابه هم همین گونه عمل کند ! 

وتشکر ویژه از حضرت عین القضات به خاطر اخرین پستشان که عینا ذکر میگردد!!

کسی به جنگ نخواهد رفت ، زمان زمانه ی سابق نیست
پدر بزرگ چنین می گفت ، پدر بزرگ منافق نیست

سکوت بغض شد و پیچید ، میان تنگی قلیانش
صدای قل قل قلیان هست ، صدای نم نم هق هق نیست

سکوت اشک شد و جاری ، میان چشم عروسش شد
عروس بیوه باباجان ، که اهل شکوه و نق نق نیست

دوباره مادر بیچاره ، نشست و گیج شد و مبهوت
موافق است ! مخالف نیست ! مخالف است ! موافق نیست !

سکوت قاب شد و لبخند ، شهید تازه جوانی شد
پدر بزرگ چرا دق کرد !؟ پدر که آینه ی دق نیست !

نفاق و غصب و تبانی هست ! نگو که نیست ! گرانی هست !
نشانه هست ! نشانی هست ! نیاز حجت و منطق نیست

جواب ساده و کافی بود ، شنیده ایم ز
BBC
شما چرا پدرم !؟ مؤمن ، که بوق کافر و فاسق نیست

جوان مسجدی ِ پرشور ، مثال طلحه برایش زد
پدر بزرگ منافق شد ! دلش مطیع حقایق نیست

خدا به خیر کند آقا ! پسر شهید و پدر .... افسوس !
خود شهید لیاقت داشت ، پدر دریغ که لایق نیست !

در انقلاب کتک خورده !؟ شهید داده که داده ! به ( ... )
ملاک حال همین آقاست ! به افتخار و سوابق نیست ....

سرم به کار خودم مشغول ، به علم و عشق و هنر ! ول کن !
مزخرفات ! جدل ! دعوا ! بگو که حیف دقایق نیست !؟

نگاه عکس به من خیره ، شبیه چایی باباجان
گرفته ، تلخ ، سیه ، سنگین ، سکوت کرده و ناطق نیست

... سکوت رود شد و بیسیم ، خروش موج تو را آورد :
در این محاصره نیرویی ، برای حفظ مناطق نیست ...

سکوت صخره شد و حاجی ، شکست موج کلامت را
به جان فاطمه ی زهرا ، شکست در سر عاشق نیست

... و شهر حفظ شد و حالا ، فضای سبز قشنگی هست
که داغ چند شقایق هست ! که اسم چند شقایق نیست !

تو علم و عشق و هنر داری ، برای جنگ جگر داری
تو که سکوت ! تو که فریاد  ! نگو که چشم تو صادق نیست

نهنگ ساحلی بابا ! کلک نزن پسرم ! برخیز !
مسیر غرق شدن در عشق ، به جز شکستن قایق نیست

و
غرب
شادی فرداهاست
کتاب ها همه می گویند
طلوع مشرقی خورشید ، ز مغرب است ز مشرق نیست
...


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |