تبليغاتX
روزنامه دانشجویی
روزنامه دانشجویی
من خدايم که همه کوی مرا ميجويند همه ذرات فلک حمد مرا ميگويند من خدايم که همه راه مرا ميجويند همه جانها به يد قدرت من میپويند همه چيز و همه کس در همه جا مال من است دل هر جامد و جنبنده به دنبال من است ان زمانی که زمان ياد ندارد چه زمان در مکانی که مکان ياد ندارد چه مکان نه شبی بود و نه روزی و نه چرخی نه جهان نه پری بود و نه جبريل و نه دوزخ نه جهان دل من در پی يک واژه بی خاتمه بود اولين واژه که امد به نظر فاطمه بود من به عشق رخ او ساخته ام طه را ز طفيل گل او ساخته ام دنيا را او به من گفت بسازم علی اعلا را جبرييل و فلک و ادم پس حوا را ز ازل تا به ابد هر چه و هر کس هستند همه مديون رخ فاطمه من هستند به خداوندی خود فاطمه ام بی همتاست فاطمه چون من تنها ز دو عالم تنهاست از ميان همه اثار که از من بر جاست همه ی دار و ندارم گل روی زهراست
لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس و حمد بی پایان سزاوار خداوندی است که هدایت قلوب بندگانش به دست اوست . هم او که پاداش اهل تقوا را نزول  رحمت و گشودن درهای برکت  آسمانها و زمین معرفی کرده و توکل بر او را مایه تدبیر امور خلق به دست خود قرار داده است . دست توانایی که بالاتر از او نیست و قدرت قاهره ای  که همه مقهور او هستند. درود و سلام خدا بر پیامبر رحمت و ائمه صلوات الله علیهم اجمعین بویژه امام حاضر حجت حق حضرت مهدی (عج) که صاحب  اصلی کشور است و با عنایات او دست اجانب از مملکت اسلامی کوتاه و بساط ظلم و استبداد بر چیده شد.

سلام و درود خدا بر ملت شجاع ایران که با تاسی از امام راحل عظیم الشان و پیروی از سلاله رسول الله مقام معظم رهبری دگر بار جلوه ای از قدرت و اراده خداوند جل وعلی را به نمایش گذاشتند و روز 27 خرداد ماه برگ زرین دیگری بر حماسه های انقلاب اسلامی افزودند و بر عهد خود در حمایت از نظام اسلامی و رهبری معظم انقلاب از یک طرف و در مخالفت با نظام سلطه جهانی از طرف دیگر پای فشردند و عزت خدا و رسول را معنا کردند که "العزه لله و لرسوله و للمومنین".

اینجانب به عنوان خدمتگزاری کوچک مراتب ارادت ، اخلاص ، تشکر و سپاس صمیمانه و خالصانه خود را به پیشگاه ملت بزرگوار و شجاع ایران ابراز می دارم. در طول دوره تبلیغات انتخاباتی ، جمع کثیری از خواهران و برادران در سراسر کشور بر حسب احساس وظیفه اسلامی و انقلابی ، بی نام  و نشان زحمات  زیادی متقبل شده  و بدون پشتوانه مادی و با قلبهای مالامال از ایمان با دعوت حضوری و گفتگوی خالصانه ، منویات خود را تبلیغ کردند که از همه آنان تشکر و قدردانی می نمایم . همچنین از سایر نامزدها که خود را در معرض آرا مردم قرار دادند و موجب حضور حداکثری آنان رافراهم کردند سپاسگزاری می کنم . خواهران و برادران عزیز ، هنوز در نیمه راه هستیم . از همه ملت ایران صمیمانه دعوت می کنم بار دیگر با حضور پرشکوه خود در جمعه آینده به نامزد نهایی خود رای دهند و اهمیت کثرت آراء رییس جمهور منتخب را کوچک  نشمرند. هرکس انتخاب شود رییس جمهور و نماینده همه ملت ایران خواهد بود. آرای بیشتر، پشتوانه قوی برای او در پیشبرد مقاصد دولت و نظام اسلامی و موجب عزت و سربلندی ملت ایران است.

امیدوارم حاصل حضور پرشکوه مردم در انتخابات مرحله اول و دوم مایه خشنودی حضرت ولی عصر (عج) و عنایت بیشتر آن حجت حق به این ملت عزیز و فداکار باشد.
والسلام
خدمتگزار کوچک شما
محمود احمدی نژاد


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
تجربه‏هاى انتخاباتى و شركت كردن در مراسم‏ها و ستادهاى انتخاباتى یكى از چیزهایى بود كه نمى‏توانستم از سرش بگذرم. حسابى كنجكاو شده بودم كه ببینم در مراسم و ستادهاى آقایان چه خبره، رفتن به میدان آزادى و ستاد دكتر ... و در انتها هم شركت در یك فیلم تبلیغاتى كه كارگردان محترمش قسم مى‏خورد كه نمى‏خواد فیلمش تبلیغاتى باشه!!! داستان از آنجا شروع شد كه پنج شنبه 12 خرداد یكى از دوستان مشتاق‏تر از بنده، تماس گرفت و خبر یك برنامه تلویزیونى با یكى از كاندیداها رو داد. برنامه به این صورت بود كه قرار بود دو روز تمرین كنیم و روز سوم كه مصادف با حماسه 15 خرداد مى‏شد یك حماسه! بیافرینیم. بعد از كمى سبك و سنگین كردن تصمیم گرفتم كه براى تمرین برم و ببینم كه اوضاع از چه قراره. ساعت 3 روز جمعه به محل مورد نظر رفتم، یك دفتر فیلم‌بردارى كه مى‏شد گفت زیر نظر یكى از بزرگترین كارگردان‌هاى سینماى ایران اداره مى‏شد با پوسترهایى از «ترانه علیدوستى» بر روى دیوار. سلام و علیكى با بچه‏هاى حاضر كردم و منتظر نشستم تا جلسه به حالت رسمى دربیاد. بعد از مدتى كارگردان محترم تشریف آمدند و توضیحاتى در مورد نحوه اجراى كار و بقیه چیزها به ما دادن، در مورد اوضاع و اینكه خودشون واقعا به چه كسى مى‏خوان راى بدن. همین سئوال رو هم از بچه‏ها كردن كه جز 2-3 نفرى كسى مایل نبود كه به رییس جمهور آینده ما!!! راى بدهد. چیزى كه برام جالب بود این كه تعدادى از بچه‏ها (كه كم هم نبودند) به این كار صرفا به عنوان قدمى براى نزدیك شدن به بازیگرى نگاه مى‏كردن. به هر حال قرار شد كمى تمرین كنیم به این صورت كه ما یك آقاى ... فرضى اختیار كردیم و شروع كردیم به سئوال كردن از ایشون. گام بعدى این بود كه دستیار كارگردان به هر كس اشاره كنه و اون سریعا سئوال بپرسه. سئوال‌هایى كه پرسیده شد هم جاى خود دارد. خوشبختانه در عمق همه سئوال‌ها عدالت به چشم مى‏خورد، ولى به قول شاعر هر كسى از ظن خود شد یار من!!! تمرین به پایان رسید و قرار بعدى فرداى همون روز بود. نمى‏دونم چرا ولى اصلا ته دلم راضى نبودم، چون به هر حال یك فیلم تبلیغاتى قرار بود باشه، منم كه اصلا مایل نبودم كه نه براى ایشون و نه براى كس دیگرى تبلیغ كنم، ولى خوب باز وسوسه آشنایى و شناختن از نزدیك یكى از كله‌گنده‏هاى مملكت دست از سرم برنمى داشت. دلم مى‏خواست كه خودم از نزدیك سئوال‌هام رو بپرسم نه اینكه با هزار تا كم و زیاد كردن از بقیه بشنوم. دلم مى‏خواست ببینم این مرد سیاست كشور ما چه جورى مى‏تونه به جواب‌هاى من و امثال من جواب بده. روز دوم شد، وقتى وارد شدیم، بچه‏ها دو دسته شده بودن؛ یك دسته مجمع تشخیص مصلحت و بقیه هم مشغول خواندن سئوال‏ها و انتخاب آن‏ها بودن. یك دسته هم به من دادن كه هر كدام را كه مى‏خواهم انتخاب كنم. یك مشت سئوال از پیش انتخاب شده با جواب‏هاى هماهنگ شده اولین چیزى بود كه توى ذوقم زد با این كه از قبل حدسش را مى‏زدم، با این حال چیزى نگفتم و سعى كردم كه سئوال‌هایى را انتخاب كنم كه توش قدرت مانور داشته باشم، و یا به راحتى بتونم سر فیلم‏بردارى عوض كنم، همه سئوال‏هاى مورد علاقه‌شون رو انتخاب كردند و به شورا دادن تا به اجماع برسند و مشخص شد كه هر كسى چه سئوالى رو قراره بپرسه. این وسط یك عده از بچه‏ها هم بودن كه تونسته بودن یك سرى سئوال‏هاى تالیفى رو وارد آن سئوال‏ها كنن. تمرین شروع شد. كاملا به صورت جدى هر كس جاى خودش و به ترتیبى كه از قبل تعیین شده بود در حین تمرین هم پسر كاندیداى مورد نظر افتخار دادند و سرى به بازی‌گرهاى!!! فیلم ابوى‌شان زدند كه باز هم مایه بسى تعجب شدند، خصوصا براى بنده. روز 15ام روز فیلمبردارى بود و محل «باشگاه ریاست جمهورى». در ابتداى كار با تعویض سئوال‏ها و حذف تعدادى دیگر مواجه شدیم كه با اعتراض همه حتى هنرپیشه‏ها مواجه شد (كه بعدا فهمیدیم شب قبل آقازاده تعداد زیادى سئوال آورده بودند). قرار شد هر كس سئوال خودش را در جاهاى تعیین‌شده بپرسد. تمرین را شروع كردیم. از سئوال‏هاى متوسط گرفته تا سئوال‏هایى كه به نظر اكثر جمع بى‌ارزش تلقى مى‏شدند. بعضى وقت‌ها فكر مى‏كردم كه به جاى صحبت كردن و سئوال كردن از رییس جمهور كشورم، دارم از یك هنرپیشه مشهور سئوال مى‏كنم. سئوال‌هایى از قبیل شماره كفش و عشق و ... ولى خوب اینجا براى عده‏اى ارزش سئوال مطرح نبود بلكه ... . در حین تمرین متوجه شدم كه یكى از بچه‏ها هیچ سئوالى مطرح نمى‏كنه در حالیكه در روزهاى قبل جزو كسانى بود كه بیشترین «نقش» رو ایفا مى‏كرد. علت رو پرسیدم مشخص شد كه خوب بله من اشتباه فرض مى‏كردم و «پ» (كه از طریق فرم بازیگرى هم اومده بود) هنوز هم در حال اجرا كردن مهمترین «نقش» است. تمرین ما ادامه داشت به صورت جدى حتى حضور «م.ه» هم نتونست خدشه‏اى وارد كند. بچه‏ها همه سئوال‏هاشون رو به طور كاملا جدى مى‏پرسیدند، با این كه تعداد اندكى از سئوال‏ها ممكن بود به مذاق آقازاده خوش نیاد و واقعا هم خوش نمى‏اومد. بعضى وقت‌ها طورى با خنده و ناراحت بچه‏ها را نگاه مى‏كردند كه من شخصا گفتم كار یك عده ساخته است. اولین چیزى كه باعث خنده و تاسف من شد سوتى جناب آقازاده بود كه در حین مطرح كردن یكى از سئوال‌ها دادند. «آقاى «ه» یك حدیث از امام زمان داریم كه فرمودند كه عالمان وارثان انبیاء هستند تا وقتى كه وارد دنیا نشده‏اند...» در همین موقع بود كه صداى خنده‏اى به گوش رسید كه «این چه حرفیه، امام زمان كه حدیث نداره همش 11 سالش بود كه غیبت كرد». واقعا عجیب بود! به هر حال یك عده از بچه‏ها این قضیه را جمع كردند و به آقازاده گفتند كه دیگر مطرح نكند، چون همه بهش مى‏خندند، اما نگاه‏هاى چپ چپ اون هنوز روى یك گروه از بچه‏ها بود. به هر حال گذشت بعد از نماز و صرف ناهار دوباره كمى تمرین كردیم. جناب آقای «ه» قرار بود ساعت 30/4 تشریف بیاورند. حدود یك ساعت مانده به آمدن ایشون، بچه‏هاى گروه فیلمبردارى دست به كار شدند. به هر عده از بچه‏ها موقعیتى از حیاط اختصاص داده شد تا در آنجا به ظاهر انتظار ورود ایشان را بكشند. قدم زدن‏ها، نگاه‏هاى منتظر و ... حتى كبوترها هم بى‌نصیب نماندند و با پروازشان اختتامیه خوبى براى فیلم آماده كردند. بالاخره انتظارها به پایان رسید و جناب «ه» با بنز وارد جمع صمیمانه(!) جوانان شدند «و اینبار قدرت از محافظان كه از صبح ما را همراهى كرده بودند گرفته شد» همه دور میز نشسته بودیم. بازیگر نقش اول مرد باید آماده مى‏شد. پس قبل از نشستن باید هماهنگى‏هاى لازم صورت مى‏گرفت. در اینجا بود كه تیكه‏هایى هم از طرف بچه‏ها به جناب« ه» پرانده شد «مواظب باشین گول نخورین و توجیه‏تون نكنند و غیره ...» در این مدت هم صندلى جناب «ه» را عوض كردند. سوال‏ها شروع شد. * سئوال اول بيشتر توضيحاتى در مورد توسعه دادن بخش خصوصى و سرعت دادن واگذارى ... بود. يكى از دوستان گفتند که آخر بخش خصوصى به چه نحو. طوريكه همش دست يك عده خاص باشه و جواب ايشان اين بود كه نه بايد به صورت سهام در دست مردم قرار بگيره. * چرا با وجودى كه در كشور ما فقط ایرانیان مسلمان زندگى نمى‏كنند، همه زن‏ها مثل اقلیت‏ها و افراد غیرایرانى كه به ایران سفر مى‏كنند باید حجاب داشته باشند؟ - شرعا حق دارند كه هر طور مى‏خواهند وارد كشور شوند ولى قانونگذار نگران سرایت آن به بقیه بوده. * مى‏گویند شما مسئول ادامه جنگ بودید اگر دوباره جنگ بشود بچه‌هاتون را به جنگ مى‏فرستید؟ آیا شما فرزندانتون را به جنگ فرستادین مثلا فرزند مقام معظم رهبرى در عملیات نصر مجروح شدن فرزندان شما چطور چه مدت جنگ بودن در كدام عملیات‏ها مجروح شدند...؟! - شعار جنگ جنگ تا پیروزى باعث شده بود كه كسى از اتمام جنگ حرف نزند همه مى‏گفتند جنگ جنگ تا پیروزى، ولى من مى‏گفتم جنگ جنگ تا یك پیروزى و این باعث شده بود كه بین فرماندهان و بنده بحث هایى پیش آید .... من در ختم جنگ موثر بودم چون موقعیت صلح را براى امام آسان كردم. در مورد فرزندانم هم بله چون من فرمانده بودم به بچه‏هاى زیر 16 سال اجازه شركت در جبهه را نمى‏دادم ولى مهدی و یاسر هر دو رفتند در شلمچه. مهدى یك گردان را نجات داد و به قول فرمانده‏شان مدال احتیاج داشت. یاسر هم یك گروه سرباز عراقى را اسیر كرده بود. هر دو هم مجروح شدند. مهدی یك كم شیمیایى و یاسر تركش خورد. محسن هم در حال گرفتن دكترا در خارج بوده كه نیمه تمام گذاشت و برگشت و به ساخت موشك خیلى كمك كرد. * اگر اسیر مى‏شدند بد نبود؟ باعث تضعیف روحیه شما یا اختلال در تصمیم‏گیرى هاتون نمى‏شد؟ - نه خیلى هم خوب مى‏شد. (در این جا بود كه صداى كارگردان محترم به نشانه اعتراض بلند شد كه بسه دیگه). * نظرتان در مورد مد چیست؟ - لباس به سلیقه و فرهنگ خانواده بستگى دارد شكل و رنگش و هر خانواده با توجه به سلیقه آن را انتخاب مى‏كند. * نظر خود شما در مورد وضع لباس‏هاى كنونى چیه؟ - گفتم لباس و رنگ آن سلیقه‏اى است البته من خودم عقیده دارم كه لباس خانم‏ها باید سنگین و متین باشد ولى دست و پاگیر نباشد. * نظرتون در مورد چادر چیه؟ - در خانواده من دخترها هم چادر مى‏پوشند ولى افراد دیگرى هم هستند كه نمى‏پوشند من با هر دو یكسان عمل مى‏كنم. * نظرتان در مورد دوستى دختر و پسر چیه؟ - روابط دختر و پسر جرم نیست باید به صورت ارشادى برخورد شود و حالت تصویبى دارد و بستگى به قانون اساسى دارد. دوستى معمولى خوبه ولى در مورد روابط باید عاقلانه و با تدبیر وارد شوند و خانواده‏شان در جریان باشند. مخصوصا براى دخترها ممكن است در آینده بد شود (یكى از بچه‏ها پرسید پس پسرها دوست بشوند دخترها نشوند) اگر از حرف زدن هم قرار است جلوتر رود بهتره محرم شن از نظر اسلام باز و راحته اگر اسلام كامل رعایت و اجرا بشه نباید وارد غریزه بشن. * چرا كسانى كه تا دیروز براى مردم ارزش قائل نبودند وقت انتخابات یاد سر زدن به روستاهاى بى آب و برق و شعور بالاى سیاسى ملت فهیم و شهیدپرور و حمایت از زنان و جوانان مى‏افتند؟ شما فكر نمى‏كنید كه مردم ما این دوست داشتن را دوست ندارند؟ - ما كه این طورى نیستیم. * امر به معروف وظیفه كیه؟ - امر به معروف وظیفه همه است و این كه یك عده خودشان را عهده دار این كار مى‏دانند قبول دارم بلبشو هست. * سیاستمداران عموما طرز تفكر خاصى دارند یا راست هستند یا چپ محافظه كار یا لیبرال و... یك عده هم مستقل عمل مى‏كنند و یك عده هم ادعا دارند كه مستقل اند ولى با اطرافیانشان مى‏شود فهمید حالا شما فكر مى‏كنید كدوم طرفى هستید؟ - شما چى فكر مى‏كنید؟ * من اگه مى‏دونستم كه نمى‏پرسیدم‏. - من این جناح بندى‏ها رو قبول ندارم چون در جامعه ما تعریف مشخصى ندارد، چپى‏هاى سابق راست شده‏اند و برعكس ... * با توجه به تعریف اصلى چطور؟ - جزو هیچ كدام نیستم‏. * با توجه به اطرافیان چى؟ - اطرافیان من از هر دو دسته هستند براى من «روابط» بیشتر مهمه. * آیا دروغگویى جزو سیاست‌مدارى است؟ - خیر. اما گاهى اوقات توریه لازم است یعنى شما راست را هم نگویید چون به مصلحت نیست در اسلام هم كه دروغ مصلحتى جایز است. * مولاى متقیان به «كارگزارانشون» فرموده بودند كه سر سفره اغنیا ننشینید و یا یكى از اصحابشان به ایشان راهى را گفتند كه با معاویه صلح كنند و سپس با كنار گذاشتن معاویه به اهدافشان برسند ولى ایشان قبول نكردند چون غیر از هدف، راه رسیدن هم مهم است حالا با این اوصاف اگر حضرت على امروز بودند فكر مى‏كنید كه شما را به عنوان فرماندار انتخاب مى‏كردند؟ و یا حتى اگر امام پیر و مراد خودمان بودند چطور؟ - بله فكر كنم مى‏كردند. ساعت به نزدیكى‏هاى شش مى‏رسید، همه خسته شده بودند. قرار شد یك استراحت كوتاه داشته باشیم. در مدت این استراحت «ع. ه» و «م. ه» دست به كار شدند و به همراه كارگردان محترم براى جلوگیرى از شدت یافتن خستگى حاج آقا شروع به حذف سئوال‌هایى كردند كه بعضا مطابق با مزاج آقایان نبود در مواردى هم به توافق نمى‏رسیدند و یكى مى‏گفت حذف، دیگرى مى‏گفت هست. آقازاده در علت حذف یكى از سئوال‏ها فرمودند «مى‏خواین بیشتر از این بهمون فحش بدن» و خوب بعد از حذف كردن یكى از سئوال‏ها كه در مورد اشتباهات فرزندان جناب «ه» بود همین جواب رو از یكى از بچه‏ها دریافت كردند كه پس بذارین بیشتر بهتون فحش بدن. این ماجرا باعث ناراحتى تعدادى از بچه‏ها شد كه یكى از آن‏ها به قصد خروج و ترك محل به سمت در رفت، اما با وساطت كارگردان محترم و دستیارشون كه انصافا آدم‏هاى شخیصى بودن به خیر و خوشى حل شد و نیمه دوم شروع شد. * چرا براى جوان‏ترین كشور، پیرترین مدیران تصمیم مى‏گیرند؟ - (در پاسخ به این سئوال به تجربه پیرها اشاره كردند). * بهتر نیست كه پیرها نقش مشاور را براى جوانان ایفا كنند و به جوانان كمك كنند؟ - بله. ما مشاور جوان هم داریم! * آقاى «ه» در جامعه كنونى ما كه عاشق شدن گناه است شما تا حالا عاشق شدید؟ - خودتان چى؟ * بله اصلاح مى‏كنم بعد از خانمتون تا حالا عاشق كسى شدید؟ - آدم كه عاشق خانمش نمى‏شود! سئوال‏ها تمام شد. چون اكثر سئوال‏هاى مانده حذف شده بود، یكى از بچه‏ها از آقاى «ه» به خاطر دادن وقتشون تشكر كرد و بعد نوبت به ایفاى نقش اصلى بود. «پ» كه از اول جلسه ساكت مانده بود و بعضا با صورت خود اعتراضى نشان داده بود، ناگهان مورد توجه «ه» قرار گرفت. «ه» از او مى‏خواست كه خود را معرفى كند و او این گونه شروع كرد: آقاى «ه» من هم سئوالات زیادى داشتم كه بسیارى از آن‏ها را جواب دادید، من راى نمى‏دهم، زیرا احساس خفگى مى‏كنم و خسته شدم و تمام اعتماد من در این جامعه گرفته شد و دیگر نمى‏خواهم گول بخورم و وقتى به اشتباهات خود در سالهاى اخیر فكر مى‏كنم حالم از خودم بِهَم مى‏خورد و از خودم خسته مى‏شوم همه چیز بوى فریب و نیرنگ و دورویى مى‏دهد من به عنوان یك دختر اگر نیم ساعت دیرتر از وقت معمول به منزل برسم باید با ترس و لرز وارد خانه شوم. همه با چشم بى اعتمادى به من مى‏نگرند و باید جواب آنها را بدهم. در دانشگاه دم در هر كسى به خودش اجازه مى‏دهد كه هر طور كه مایل است با من حرف بزند. من از شما هیچ انتظارى ندارم فقط معنى اعتماد را به من برگردانید. همه سعى در طبیعى جلوه دادن صحنه مى‏كردند، دو نفرى هم اشكى ریختند. آقای «ه» كه شدیدا خود را تحت تاثیر قرار گرفته نشان مى‏داد به دلجویى پرداخت. و در آخر با بروز تاثر جواب داد من فكر مى‏كنم راه درست حضور فعال است و شما نسل جوان باید فعالانه در انتخابات شركت كنید، مى‏توانید تاثیرگذار باشید. صداى دست زدن عوامل پشت صحنه بلند شد و این به معناى اتمام بود، همه خوشحال از این پایان زیبا بودند و تحت تاثیر جو سنگین پایانى كه ناگهان یكى از بچه‏ها به آقای «ه» گفت «حاج آقا! مى‏شه انگشترتون را بدهید به من» و او امتناع كرد و در انتها هم به آقازاده سپرد شماره ایشان را بگیرند تا در اسرع وقت انگشترى برایشان ارسال شود. ‏ كار تمام شده بود، اما گویا صحنه آخر به درستى گرفته نشده بود از آقای «ه» خواسته شد كه دوباره صحنه را اجرا كند و ایشان كه حسابى ناراحت شده بودند رو به آن دختر كردند و اسمش را پرسیدند و با ناراحتى به او گفتن شما همش مى‏پریدى وسط حرف من نگذاشتى من حرفم را كامل به خانم «پ» بزنم و دوباره شروع كردن ... ناراحت بودم و دلخور از بازى سیاست كه یك پیرمرد روحانى را چگونه وادار به بازى مى‏كند. همه چیز تمام شد. برنامه این گونه آغاز مى‏شود: در تاریخ 15 خرداد 84 جمعى از جوانان ...
لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
دكتر محمود احمدي نژاد روز دوشنبه در سالن اجتماعات شهيد چمران دانشكده فني دانشگاه تهران در جمع صدها نفر از دانشجويان در باره ضرورت تشكيل دولت عدالتخواه و تحولگرا سخنراني كرد و به پرسشهاي متعدد دانشجويان درباره مسائل مختلف كشور پاسخ داد.
گزيده هايي از سخنان نامزد انتخابات رياست جمهوري به همراه پرسشها و پاسخهاي وي به شرح زير تهيه و تنظيم شده است.

• مسووليت تاريخي ما آن است كه در سرزمين ايران عزيز يك جامعه پيشرفته ، مرفه ، مقتدر و نمونه اسلامي برپا كنيم .
• امروز ملت ايران ، شجاع ترين ، عاطفي ترين ، مردمي ترين ، دلسوزترين و آرمانگراترين ملت دنيا است .
• ملت ايران شايسته پرچمداري تمدن بشري است و مي تواند باشد زيرا سرزمين ايران در طول تاريخ صيقل خورده است . آب و هواي چهار فصل دارد ، در دو سمت خود دريا داريم و از كوه و دشت وسيع و صحرا و جنگل برخورداريم . همزمان با كوهستانهاي پر برف ، گرماي جنوب را داريم . آبهاي روان و رودخانه ها تمام مناطق جمعيت پذير كشور را تحت پوشش دارد و بهترين مناظر طبيعي و معادن طبيعي را همراه با بهترين نيروي انساني و بهترين جوانان دانشمند و متخصصان و كامل ترين فرهنگ ، آداب ، رسوم و بهترين دين و رهبري را در اختيار داريم . امروز ما در مقابل بشريت و تاريخ مسووليم تا اين رسالت تاريخي را انجام دهيم .
• ما نيازمند يك تحول بنيادين در روشها و منشها هستيم.
• ملت بزرگ و برجسته ما در طول هزاران سال با هم زندگي كردند و به هم جوش خوردند. ما امروز داراي يك روح جمعي هستيم . اين روح جمعي ، آرمانگرا ، صميمي ، خودباور تمدن ساز است .
• ملت ما هويت خود و ويژگيها و برجستگيهاي خود را در طول تاريخ و در فراز و نشيبها حفظ كرده و نسل به نسل منتقل كرده است.
• ملت ما يك ملت شديدا اجتماعي است . آداب و رسوم و سنتها همه اش اجتماعي است . فداكاري در راه تعالي جامعه ، از خودگذشتگي ، لطافت ، عقلانيت و آينده نگري از ويژگيهاي ملت ايران است .
• ملت و كشور ما يك گلستان بزرگ است كه در گوشه گوشه آن گلهاي رنگانگ و متنوع وجود دارد.
• كشور ما از اقوام و زبانهاي گوناگون تشكيل شده است اما تاريخ مكتوب هزار سال گذشته ما حتي يك درگيري قومي را در خودش ثبت و ضبط نكرده است. اما در اروپا در همين قرن بيستم دو جنگ خانمانسوز با بيش از ۶۰ ميليون كشته برجاي گذاشته است و همين الان هم اگر سلطه غرب بر دنيا كاهش پيدا كند و اين مسير چپاول سرمايه آسيب ببيند، خواهيد ديد كه خانمانسوز ترين جنگهاي قومي و قبيله اي در اروپا اتفاق خواهد افتاد.
• خدماتي كه ايرانيان طي ۷۰۰ سال به بشريت عرضه كردند در هيچ ملتي نظير ندارد و من اين را قاطعانه و با سند عرض مي كنم. ايرانيها پايه گذار تمام علوم رايج دنيا بودند و آن را رشد دادند و نگاهشان سود محور نبود بلكه دنبال تعالي بشريت بودند.
• ملت ما هميشه ظلم ستيز و عدالت محور بوده است .
• چشم انداز بيست ساله در واقع تابلوي راهنما و دستور العمل كشور است .
• چند تغيير اساسي در رويكردها و عملكردها ضروري است .
• عدالت يعني توزيع برابر فرصتها براي همگان
• بدون عدالت توسعه ، استقلال و حفظ آزادي امكان ندارد. استقلال ما منشعب از قدرت و اقتدار ملي است .
• قدرت اصلي دفاعي ما منبعث از مردم است .
• اگر عدالت نباشد رضايتمندي نيست . هيچ ملتي با ظلم دوام نمي آورد.
• عدالت تضمين كننده آزادي و پيشرفته همه جانبه يا توسعه پايدار است. همه كشور بايد با هم ساخته بشود ، همه استعداد شكوفا شود و همه فرصتها آزاد شود. آيا اين جز در سايه عدالت ممكن است ؟
• براي برپا كردن عدالت بايد ديد عوامل بي عدالتي چيست ؟
• سياستهاي پولي و بانكي از ريشه هاي بي عدالتي در كشور ماست و فقط عده اي خاص مي توانند از سود ۲۴ درصد استفاده كنند. واسطه گري و دلالي يعني عدم توسعه و پيشرفت واقعي كشور.
• طي پنجسال اخير علت اصلي در ورشكستگي بيش از ۱۵۰۰ كارخانه، سود بانكي است زيرا صاحبان آن كارخانه ها نمي توانند سود بالاي بانكي را بپردازند.
• تمركز در تهران باعث شده است تا جريان دائمي حركت انساني از همه جاي كشور به سوي تهران سرازير شود.
• تا زماني كه منابع خودمان را درست مديريت نكنيم در استفاده از منابع ديگران بايد امتيازهاي بزرگ بدهيم .
• هزينه هاي دولت سرسام آور است . ۶۵ درصد بودجه كشور صرف هزينه هاي مصرفي است .
• علت اصلي تورم ، تزريق پول توسط دولت به اقتصاد كشور است . دولت به مردم مي گويد كمتر مصرف كن اما مصرف دولت همواره رو به تزايد است .
• متاسفانه در سال ۸۲ فقط بيش از ۵۰۰ ميليون دلار صرف سفرهاي خارجي شده است .
• مردم ولي نعمت و صاحب كشورند و معني اين كار اين است كه مردم بايد كشور را اداره كنند ، اقتصاد را بايد مردم شكوفا كنند، فرهنگ را بايد مردم جلو ببرند و عرصه سياست را مردم بايد تدبير كنند.
• نقش دولت طبق قانون اساسي هدايتي و نظارت گرانه است. افزايش تصدي گري دولت و زياد شدن حجم دولت مفهومي جز گرفتن كار از دست مردم ندارد.
• كشور و اقتصاد را مردم مي سازند. انرژي مردم بي پايان است و دولت بايد راه را باز كند تا اين انرژي جاري بشود. ما يك دولت كوچك اما مقتدر و خدمتگزار مي خواهيم .
• واگذاري امور به مردم و كاهش حيطه تصدي گري دولت به خصوصي سازي و خصوصي سازي به واگذاري كارخانجات و همچنين استخدام كاركنان به واسطه پيمانكاران تعبير و تفسير شده است ، بنابراين حوزه تصدي گري دولت نه تنها كوچك نشده بلكه گسترده تر هم شده است.
• امروز ما نياز داريم كه در عرصه هاي مديريتي كشور ، حلقه هاي بسته را بازكنيم. بلاخره داريم حاصل با تجربه ها را مي بينيم. اگر اين تجربه با شجاعت، خطرپذيري و نشاط جوانان همراه نشود ما همچنان با يك مديريت محافظه كار ، ايستا و درجا زننده مواجه خواهيم بود. ما بايد درها را بگشاييم و به جوانان اعتماد كنيم .
• يكي از كليدي ترين تصميمات براي تحقق اهداف برنامه بيست ساله و شكستن بن بستها ، بازكردن درهاي مديريت به روي جوانان برومند ايران زمين است .

سوال : آيا مشكلات را مي شود در ۵ يا ۶ سال حل كرد يا خير ؟
پاسخ : اگر عملگراي حقيقي باشيم و راه حلهايمان از درون نيازهاي خودمان بيرون بيايد و شجاعت در تصميم گيري داشته باشيم و پاي تصميماتمان بايسيتم فكر مي كنم كه خيلي از مشكلات را مي شود، حل كرد.
در بين برخي از مديران ما ، مسابقه اي براي بزرگنمايي مشكلات و لاينحل نشان دادن مشكلات وجود دارد. من يقين دارم كه هم مي شود مشكلات را حل كرد و هم نسل امروز مي تواند مشكلات را حل كند.
سوال : در مورد بحثهاي بين المللي و جبران خسارات وارده به كشورهاي مختلف به مناسبتهاي مختلف چه برنامه اي داريد؟
پاسخ : سياست خارجي از مهمترين بخشهاي مديريت دولت است .عرصه سياست خارجي در واقع عرصه رقابت و تعامل ميان چند عامل است . عامل اول اقتدار ملي يك دولت است و ديگري عامل خودباوري و شجاعت و تدبير و مديريت سياست خارجي است . اگر اقتدار ملي ضعيف باشد در عرصه سياست خارجي چيزي براي گفتن نخواهيم داشت . اقتدار ملي از حمايت و قدرت مردم كه به عدالت برمي گردد ناشي مي شود. اگر خداي ناكرده مردم پشت مديران نباشند هيچ كاري نمي شود كرد. عامل دوم اقتدار، توليد علم است يعني وقتي جوانان ما به فن آوري هسته اي دسترسي پيدامي كنند ،‌اقتدار ملي ما در صحنه جهاني بالا مي رود و ما از موضع بالا با جهان حرف مي زنيم. عامل سوم اقتدار ، شكوفايي و بالندگي و قدرتمندي اقتصاد است . در دنيا كشورهايي وجود دارد كه فقط به خاطر قدرت اقتصادي شان در دنيا تاثير گذارند وعامل چهارم قدرت نفوذ در عرصه بين المللي است . ما يك اقتدار مردمي در داخل مرزها و يك اقتدار هم در دنياي اسلام و آزاديخواهان جهان داريم كه اين براي ما يك امكان است. يك طرف ديگر سياست خارجي مديريت است . مديريت سياست خارجي ما بايد اقتدار ملت ما را بشناسد تا بتواند از ملت خود دفاع كند و دوم شجاع و خودباور باشد و سوم با تدبير باشد و معادلات جهاني را به خوبي بشناسد و در درون اين معادلات مناسبات را به گونه اي تنظيم كند كه بتواند منافع ملت ايران را به جلو ببرد. بعضي ها خيال مي كنند سياست خارجي به مفهوم كلاه گذاشتن سر يك كشور اروپايي است ، اين طوري نيست. اصلا دولت جمهوري اسلامي موظف است از تماميت كشور ، منافع ملي و استقلال كشور در عرصه جهاني قاطعانه پاسداري كند و اين مساله به همان ويژگيهاي مورد اشاره برمي گردد. امروز بزرگترين مبارزه با آمريكا ، ساختن ايران عزيز است .اگر كشور را بسازيم اقتدار ملي حاصل مي شود اما اگر خداي ناكرده در اقتصاد و حضور مردم و در عرصه علم دچار مشكل شويم، بدون ترديد در عرصه سياست خارجي هم دچار مشكل خواهيم شد. هر پرچمي كه بر اثر آباداني، عدالت و ساختن كشور و در نتيجه شكوفايي استعدادها برافراشته مي شود، اين پرچم عزت ايران در عرصه هاي جهاني است . بعضي ها مي گويند اگر تيپي مثل احمدي نژاد بيايد مثلا درگيري درست مي شود و بعضي ها هم سعي مي كنند فضاي خارجي ما را بحراني جلوه مي دهند. به نظرم اين يك جنگ رواني براي تاثير گذاري در معادلات داخلي است . ما هميشه ‌در طول تاريخ و در ۲۷ سال گذشته هميشه تهديد داشته ايم اما بحران نداشته ايم . الان هم تهديد داريم و دشمن سعي خود را خواهد كرد و هر موقع هم كه بتوانند ضربه مي زنند و اگر ضربه نمي زنند ، ناشي از عجز و ناتواني آنهاست .
سوال : برنامه عملي شما براي بازستاني حقوق تضييع شده مردم و بررسي صلاحيت افرادي كه پستهاي مختلف را در اختيار دارند و بركناري افراد بي صلاحيت چيست ؟
پاسخ : اجراي عدالت جزو سخت ترين مراحل تكامل يك انقلاب است زيرا در برابر آن مقاومت وجود دارد . افرادي بودند كه به توحيد و نبوت و امامت اقرار كردند اما جلوي شئونات ، عدل و هدايتگري امامت ايستادند. ما بايد همه وجودمان را به كار بگيريم و هرقدمي كه بتوانيم در جهت عدالت به پيش برداريم . ما در عرصه مديريت كشور بايد مديراني را به خدمت بگيريم كه واقعا عدالت محور ، مردم باور ، پاك و بي آلايش باشند وفقط براي خدمت به ملت آمده باشند. جايي كه رانت توليد مي كند بايد بسته شود و آن چرخه اي از كارها كه ريزش درست مي كند، اصلاح بشود و نظارت سازماني تقويت شود و آن چيزهايي كه از دست ملت ما رفته است با كمك مردم و دستگاه قضايي بايد به خزانه كشور بازگردد.
سوال : امسال بيشترين درامد نفتي را داشته ايم ، چرا اين درامد ، عادلانه در جامعه توزيع نمي شود. راهكار شما در اين زمينه چيست ؟
پاسخ: يكي از مشكلات ما اين است كه نفت را مي فروشيم و آن را صرف هزينه هاي جاري مي كنيم . نفت سرمايه ملي است و بايد صرف توسعه ملي بشود. اينكه گفته مي شود ارتباط اقتصاد ما را با نفت قطع كنيد منظور همين است كه هزينه هاي مصرفي دولت از محل فروش نفت نباشد و نفت براي توسعه پايدار اين نسل و نسلهاي آينده سرمايه گذاري شود. براي اين كار بايد هزينه هاي جاري دولت را تقليل يابد و اگر خريدهاي خارجي تحت نظارتي صحيح قرار گيرد، كاهش هزينه اتفاق خواهد افتاد و اين كار شدني است . بودجه نفت را بايد به توسعه استانها گره بزنيم زيرا مديريت استانها مشكلات مردم محلي را بهتر مي فهمند و به اين ترتيب همه مردم نتيجه درامد نفتي را در سفره خود احساس مي كنند.
سوال : آيا از زنان در كابينه دولت خود استفاده مي كنيد؟
پاسخ : نظر شما چيست ؟ آيا استفاده كنيم ؟ (حضار: بله ) چشم. (كف زدن حضار) اين مرز بنديهايي كه از بيرون مي آيد واقعي نيست. زن و مرد در جامعه ما مكمل همديگر هستند با هم پرواز مي كنند و با هم به تكامل مي رسند. اصلا خانمها زير بناهاي جامعه را درست مي كنند.(كف زدن حضار)
سوال : در عرصه فرهنگي آيا هويت بر فرهنگ ارجحيت دارد يا نه ؟
پاسخ : تحقق چشم انداز ۲۰ ساله بر بستر دانش و فرهنگ است . اصلا نگاه ما به همه عرصه ها، فرهنگي است براي اينكه نگاه ما انسان محور است . ما اقتصاد را براي انسانها مي خواهيم پيشرفت بدهيم و اين كار را براي تعالي انسانها انجام مي دهيم و اين نگاه داراي ذات فرهنگي است . در اين ارتباط وظيفه اصلي دولت اين است كه دو عنصر را زنده نگه دارد : اول هويت ملي و فردي است . در حركت روبه جلو هويت سكوي حركت است . مثل يك كوهنوردي كه براي رفتن به سوي قله ، ابتدا پايش را محكم مي كند و بعد گام بعدي را بر مي دارد و آنجا كه پايش را محكم مي كند، هويت است زيرا بدون هويت امكان حركت به سمت جلو وجود ندارد و انسان زيرپايش خالي است . دولت بايد اين هويت را به درستي بازيابي و معرفي كند. عنصر دوم آرمانهاست . بدون آرمان حركت رو به جلو اتفاق نمي افتد. دولت بايد توليدات فرهنگي را به سمتي پيش ببرد كه جامعه به مسير هويت – آرمان سوق پيدا كند. دولت بايد دست جوانان و مردم را به سمت توليدات فرهنگي باز بگذارد و با همه وجود از آن حمايت كند تا توليد فرهنگي و بالندگي اتفاق بيفتد و اقدام ديگري كه دولت بايد انجام دهد صيانت از مرزهاي فرهنگي است . اگردولت ديد كه يك گروه يا يك مجموعه به طور سازمان يافته و با برنامه و بعضا با اتصال به بيگانه مي خواهند فرهنگ را با ترويج ابتذال تخريب كنند ، بايد جلوي اين كار را بگيرد. همانطور كه دولت بايد جلوي توليد انديشه را باز بگذارد ، حمايت كند ، مشوق آن باشد ، جايزه بدهد و فرصت ايجاد كند ، همان دولت وقتي ديد كه به طور سازمان يافته مي خواهند ابتذال را ترويج كنند ، بايد از ساحت فرهنگي كشور صيانت كند و بي تفاوت باقي نماند. مثل اينكه ما جوانان را در برابر هجوم سنگين دشمن رها كنيم و خودمان هم به جاي اينكه در كنار آنها باشيم در مقابلشان بايستيم و اين اتفاقي است كه متاسفانه دارد مي افتد. دشمن حمله مي كند و اين درحالي است كه ما جوانان را رها كرده ايم و مي گوييم كه اشتغال، مسكن، هويت وفرهنگ با خودتان و استقلال و آزادي كشور را هم شما حفظ كنيد و آينده را هم خودتان بسازيد و بعد هم كه مشكلي پيش مي آيد اول به سراغ جوانان مي رويم و با آنها برخوردمي كنيم . جوان مظهر پاكي ، صداقت و ايثارگري و خلوص است و جوانان بايد دولت را در كنار خود و مدافع و حامي خود احساس كنند.
دشمن براي به نتيجه رساندن هجوم فرهنگي خود ، ميلياردها دلار خرج مي كند و براي مقابله با اين هجوم بايد ماموريتهاي فرهنگي را به جوانان بسپاريم و پول و امكانات بدهيم ، آن وقت خواهيم ديد كه جوانان ما در طول ۴ يا ۵ سال عرصه هاي فرهنگي دنيا را فتح خواهند كرد.(كف زدن حضار)
سوال: براي رفع تبعيض و فقر چه برنامه اي داريد؟
پاسخ : حضور امثال بنده در اين عرصه ها و اصولا اين مديريتها نيست جز براي خدمت و برپايي عدالت و اگر كسي به غير از اين دوتا بخواهد وارد شود يا مغزش كار نمي كند يا دچار نقص فني شده است .(كف زدن حضار)
سوال : سالانه يك و نيم ميليون نفر در كنكور شركت مي كنند و تنها عده كمي مي توانند از اين فيلتر عبور كنند و اين درحالي است كه عده اي هم با پرداخت پولهاي سنگين درس مي خوانند ، نظر شما در باره اين بي عدالتي چيست ؟
پاسخ : در داستان ساسانيان و انوشيروان داريم كه فردي حاضر شد همه ثروت هنگفتش را بدهد تا تحصيل كند و اين در خون ما ايرانيها هست و اسلام اين فكر را بارور و شكوفا كرد. علت دوم اين است كه امروز متاسفانه در عرصه هاي اقتصادي و اجتماعي همه راهها را به روي جوانان بسته ايم و يك راه مانده و آن هم دانشگاه است . اين به نظر من ظلم به جوانان است . راههاي بالندگي فقط از دانشگاه عبور نمي كند. گرچه دانشگاه بسيار مهم است . ما همه حرفه ها و هنرمان و همه اصالتهايمان دارد تعطيل مي شود و فقط يك راه آنهم دانشگاه با ظرفيتهاي محدود را جلوي جوانانمان باز گذاشته ايم . ما راههاي ديگر را باز كنيم اما اشتياق جوانان به علم آموزي را با دوره هاي كوتاه مدت و در محل حضور جوانان پاسخ بدهيم . يك جواني وارد عرصه كشاورزي شده و دوست دارد آخرين دانش كشاورزي را داشته باشد ، مي شود او را آموزش داد. اينكه يك پدر و مادر كارمندي واقعا مي پذيرد سختي ها را تحمل كند و شهريه هاي گران را بپردازد تا جوانش ببالد ، اين يك ارزش است. ولي چرا بايد بگذاريم سرمايه سنگين كشور اينگونه بسوزد. راهها را باز كنيم و فعلا اين فشار را برداريم و آموزشها را توزيع كنيم تا هم علم بالا برود و هم دانشگاه باشد و هم فرصتهاي ديگر بوجود آيد . من مخالف اين هستم كه دو دانشجو كنارهم بنشينند كه يكي پول داده باشد و ديگري تلاش كرده باشد زيرا اين مساله به لحاظ فضاي تربيتي و علم آموزي ما را دچار دوگانگي مي كند. اگر دولت واقعا اصرار دارد ، يكي از دانشگاهها را اختصاص به كساني بدهد كه صرفا مي خواهند با پرداخت پول وارد دانشگاه شوند. ما وقتي اينها را باهم تركيب مي كنيم مشكلات اجتماعي و حتي مشكلات آموزشي ايجاد خواهد شد.
سوال : گفته ايد كه هيات دولت را در صورت انتخاب شدن به استانها مي بريد و مي خواهيد تمركز زدايي كنيد ، برنامه شما براي كاهش هزينه هاي جاري و تمركز زدايي چيست ؟
پاسخ: دولت متعلق به مردم است . وقتي ما وارد شهرداري شديم ، ارتباطات با مردم را گسترش داديم و به جاي اينكه مردم بيايند ساختمان مركزي شهرداري، بنده به اتفاق مديران ارشد شهرداري به مناطق زندگي مردم رفتيم و با آنها ارتباط برقرار كرديم . بعضي ها شروع به توهين و تمسخر اين روش كردند ولي چون مي دانستيم اين راهي كه مي رويم درست است، به اين اهانتها توجه نكرديم. اين كار چند دستاورد مهم و ارزشمند براي ما داشت. اولين نياز ، اعتماد بين مردم و مسوولان است و يكي از كم هزينه ترين راهها براي ايجاد اعتماد ، ارتباط مستقيم با مردم است كه همه اعضاي يك خانواده هستيم، است. پايه مديريت شهري از همين جا برپا شد و در گزارشهاي رسمي دولت از شهرداري به عنوان نهادي كه مردم بيشترين اعتماد را به آن دارند، نام برده شده است. ما به صورت چهره به چهره با مردم گفت وگو مي كنيم و اين امر موجب تعميق ارتباط عاطفي با مردم شده است كه اين خود بستر همراهي و انتقال فرهنگ است و اگر ارتباط عاطفي شكل نگيرد ، هيچ پيامي منتقل نمي شود و سوم اينكه مردم به صورت مستقيم مشكلات خود را با ما در ميان مي گذارند و اين مساله در جامعه آرامش رواني ايجاد مي كند. درد را از روي كاغذ نمي شود چشيد . بايد درد را از نزديك لمس كرد و اين زمين تا آسمان با درد منعكس شده در گزارشها فرق مي كند. دستاورد ديگر ، اصلاح مقررات و آيين نامه ها بود. نكته ديگري كه خيلي مهم است ، انعكاس نتايج اجراي سياستهايي است كه پشت درهاي بسته اتخاذ مي شود و اتفاق ديگر نيز انگيزاندن نظارت عمومي است كه مي تواند سلامت سازمان را تضمين كند. ما اين تجربه را بايد به داخل كشور منتقل كنيم . چه اشكالي دارد كه دولت در ماه چند جلسه خود را در استانها تشكيل دهد و مسائل استانها را از نزديك ببيند و وزرا با مسوولين استانها و مردم صحبت كنند و مشكلات را از نزديك و به صورت واقعي لمس كنند و در محل براي رفع آنها تصميم بگيرند. نه اينكه مسائل فلان روستا تا بخواهد به گوش دولت برسد دو سال در راه است و هنگامي كه به گوش مسوولين مي رسد، ۱۸۰ درجه تغيير كرده است . حضور دولت در استانها ، باعث بالندگي هويتهاي محلي و استاني و منطقه اي و آزاد شدن انرژيهاي مردم مي شود. با اين نگاه حركت سرمايه و نيروي انساني به سمت تهران را مي شود متوقف كرد. چرا ما بنشينيم و مردم از زاهدان بيايند و بخواهند مسوولان دولت را ببينند، ما خادم مردم هستيم و بايد در محل زندگي آنها به ديدن مردم برويم و اين يك الگوي جديد مديريتي است .
سوال : آيا بي توجهي شما به بحث اجماع در طيف اصولگرايان به نفع كساني تمام نخواهد شد كه از وارد شدن به انتخابات رياست جمهوري به دنبال كسب منافع زيادي هستند؟
پاسخ : ما اصلا در فضاي انتخابات و فضاي مديريتي كشور يك ادبيات جديد را مطرح مي كنيم . انتخاب نسبي است و اگر ببينم به اين آقا كه بطور نسبي با ديگاههاي من نزديك است راي ندهم آن آقا كه مطلوب من نيست راي مي آورد، حتما به اين آقا راي مي دهم. اين انتخابات بسيار پيچيده اي است و ده ماه است كه يك جنگ رواني عليه برخي افراد از جمله خود من در جريان است و براي ضربه زدن و تخريب كردن و ايجاد ياس در مردم با هدف ممانعت از حضور گسترده مردم در انتخابات شايعه سازي مي كنند و هرچه هم كه تكذيب مي كنيم ، دو باره شايعه را تكرار مي كنند. دلسوزان بايد با دقت و خويشتن داري و تدبير عمل كنند. آرزوي من در اين انتخابات اين است كه انشاء الله يك دولت تحول گرا ، دلسوز و فداكار براي مردم برپا شود و فكر مي كنم تشكيل اين دولت آن قدر ارزش دارد كه هزاران مثل احمدي نژاد فداي تحقق آن دولت بشود.(كف زدن ممتد دانشجويان) و انشاء الله تا وقتي زنده باشم همين معيار و خط مشي را با حوصله و تدبير ادامه خواهم داد. من اصلا هيچ هيجاني ندارم . انتخابات متعلق به ملت است و ما بايد در خدمت تحقق آن هدف باشيم . اصلا اين ادبيات پيروزي و شكست در انتخابات مال ما نيست . اينها مال كساني است كه وام دار شده اند و مي خواهند دهها ميليارد تومان خرج كنند.(كف زدن ممتد دانشجويان) . ما اگر وظيفه مان را درست و هوشيارانه انجام دهيم ، هر نتيجه اي حاصل شود ، پيروزي است . ما نمي دانيم آينده چيست ؟ چه بسا من بروم به ضرر ملت تمام بشود. عرصه انتخابات آنقدر پيچيده است كه از بيرون مرزها جنگ رواني پيچيده اي دارد انجام مي شود و در داخل كشور هم طراحيهاي پيچيده اي وجود دارد. بعضي ها براي آمدن خودشان توجيه درست كردند كه چون آن دو نفر با هم تفاهم نكردند، ما آمديم و من متوجه نشدم كه اين دو موضوع چه ارتباطي با هم دارد؟ ( كف زدن دانشجويان) .
سوال : در برخي محافل مي گويند كه فلاني هنوز دو سال از شهردار بودنش نگذشته است ، هوس رياست جمهوري به سرش زده است، نظر شما چيست ؟
پاسخ : ما هر كاري در تهران انجام مي داديم ، مي گفتند تبليغاتي است و ما مي گفتيم كه شما هم از اين كارهاي تبليغاتي انجام بدهيد ( كف زدن حضار ) . دولت طي هشت سال گذشته بيش از ۶۰۰ هزار ميليارد تومان هزينه كرده است و دستشان هم درد نكند و تشكر مي كنيم ولي ما فقط دو تا هفتصد ميليارد تومان خرج كرده ايم . بعضي ها ادبياتي را به كار مي برند كه معنايش اين است كه در اين كشور كسي نبايد كار كند. علي الاصول دولت را كسي بايد اداره كند كه در مسووليتهاي قبلي اش خوب عمل كرده باشد و تا خوب عمل كرد مي گويند تبليغاتي است پس خوب عمل نكن و معنايش اين مي شود كه دولت بايد دست كسي بيفتد كه قبلا خوب عمل نكرده است . البته فقط خدا به نيتها و انگيزه ها آگاه است. بنده آخرين كسي بودم كه نامزدي خود را با ثبت نام رسمي اعلام كردم. بعضي از دوستاني كه تقريبا تحت تاثير جنگ رواني بودند ، در اين يك ماه و نيم اخير به شدت من را تحت فشار گذاشته بودند كه تو برو كنار تا فلان آقا نيايد. من مي گفتم كه آقا مطمئن باشيد كه فلان آقا مي آيد.(كف زدن ممتد دانشجويان همراه با اين شعار كه " دكتر دوستت داريم" ). بنده هم با همه وجود شما را دوست دارم (كف زدن دانشجويان) . بعد كار به اينجا رسيد كه به من گفتند تو كه راي نداري برو كنار تا فلاني نيايد و من پاسخ دادم : من كه راي ندارم چه تاثيري دارم ؟ اجازه بدهيد من بيايم (كف زدن حاضران) . در اين هشت ماهي كه حوادث بزرگي بر كشور گذشت ، فرصت نكردم كه اينها را بنويسم و من براي ثبت در تاريخ اين دو نكته به شما مي گويم. به دوستان گفتم كه اگر فكر مي كنيد اين مشكل با كنار رفتن من حل مي شود، من به شما قول اخلاقي ميدهم به شرط اينكه ايشان(آن آقا) به طور علني اعلام كند نمي آيد، من هم نخواهم آمد. (كف زدن حاضران) گفتند كه نه، ايشان اعلام نمي كند و پاسخ دادم كه پس چه تضميني وجود دارد. وقتي ايشان اعلام نمي كند ، چرا من بايد اعلام كنم. من براي ثبت در تاريخ عرض مي كنم كه براي اثبات اينكه تحليل من درست بوده، من صبر كردم تا اينكه ايشان رفتند و ثبت نام كردند و بعد از آن بود كه من تازه حضور خود را در صحنه انتخابات اعلام كردم زيرا باور من اين است كه با توانمنديهاي مردم ، مي توان كشور را بسيار بهتر از وضع موجود اداره كرد (كف زدن حاضران) الان هم حساسيتها روي من است و مي گويند كه فلاني چند روز ديگر مي رود. من علت نوشتن اين اخبار را مي دانم چي هست ؟ و من هفت ، هشت روز ديگر خواهم گفت كه چه كساني اين اخبار را مي ساختند و منتشر مي كردند.
يكي از دانشجويان: شما وظيفه داريد افشا كنيد . شما بايد بياييد و نبايد صحنه را خالي كنيد ( كف زدن حضار همراه با شعار سردار آبادگران : رئيس جمهور ايران)
اشتباه نشود ، من گفتم كه هيجان ندارم معنايش اين نيست كه عشق به خدمت ندارم يا مردم را دوست ندارم. معنايش اين است كه فضا سازيهايي كه درست مي كنند انشاء الله بنده و دوستان را از تعقل و تدبير و عدالت خارج نخواهد كرد( تكبير حضار).
سوال : آقاي شهردار ، آيا مرخصي هايتان تمام شده است يا خير؟
پاسخ : حضور در عرصه رياست جمهوري نيازمند استعفا نيست. دو گروه بايد استفعا بدهند يكي آنهايي كه در اجرا و نظارت بر انتخابات داراي مسووليت هستند . رئيس جمهور براي دور دوم مي تواند راه بيفتد و برود تبليغات انتخاباتي بكند و ممنوع نيست . اينهايي كه در صحنه هستند داراري مسووليت هستند و فقط يك نفر آنها استعفا داده است . بنابراين مرخصي لازم نيست. البته بنده الان كه در خدمت شما هستم دارم از مرخصي هاي خودم استفاده مي كنم. اعضاي شوراي اسلامي شهر تهران به اتفاق از من مي خواستند كه تو مرخصي بگير و برو كارهاي رياست جمهوري را دنبال كن. من هم نامه اي را در اين ارتباط خدمت رئيس محترم شوراي اسلامي شهرتهران تقديم كردم . در دوره شهرداري من حتي يك روز از مرخصي استفاده نكردم ( كف زدن حضار) . در دوره دانشگاه هم تا امروز ۱۸۵ روز مرخصي طلبكار هستم.
سوال: نظر شما درباره كابينه آينده مخصوصا وزارتخانه هاي اطلاعات ، امور خارجه يا ارشاد چيست؟
پاسخ :من يك سري ويژگيهاي كلي براي همه همكاران تنظيم كرده ام و يك سري ويژگيهاي اختصاصي . ويژگيهاي كلي اين است كه ما بايد به انسانهاي خودباور ، كار آمد ، متخصص در حوزه كاري خود ، مردمي ، شجاع در تصميم گيري و با قدرت عكس العمل و تصميم گيري بالا تكيه كنيم . براي هركدام از وزارتخانه ها هم ويژگيهايي در نظردارم مثلا براي وزارت كشور، مردم داري، دلسوزي براي همه ملت و همه مردم را يكسان نگريستن و سعه صدر عظيم داشتن بسيار مهم است زيرا هر جا بحراني ايجاد مي شود ، بايد در وزارت كشور به ساحل آرامش برسد و خداي نكرده وزارت كشور مسبب ناآرامي و تنش نباشد . نگاه مديران ما بايد كلان و از تعصب حزبي و منطقه اي خالي باشد و همه مردم در چشم آنها عزيز و يكسان باشند. وزير ارشاد ما بايد يك عنصر كاملا فرهنگي باشد . فرهنگ، يك موضوع مكانيكي و اداري و قطعنامه اي نيست. وزير ارشاد بايد يك عنصر فرهنگي و البته مدير فرهنگي بايد باشد و الا برخوردهايش افراط و تفريطي خواهد شد. كسي كه خودش فرهنگي نيست نمي تواند عرصه فرهنگي را مديريت كند و جلو ببرد. بايد در درونش چيزي بجوشد تا در دلهاي ديگران جاري شود و البته بايد به شدت به فرهنگ و اعتقادات اين سرزمين و به عزت ملت ايران باور داشته باشد و خودش را در مقابل هجوم دشمن نبازد و بداند كه فرهنگ اين سرزمين غني و متعالي است و اگر درست عرضه شود ملتهاي عالم فوج فوج به سمت فرهنگ اسلامي خواهند آمد.
سوال : آيا شما هم ممكن است با همان موانعي مواجه شويد كه آقاي خاتمي براي اجراي ديدگاههاي خود مواجه شد؟ البته اين را هم بگويم كه من آقاي خاتمي را دوست دارم و عاشق شما هم هستم.
پاسخ : من هم همينطور هم شما را دوست دارم و هم آقاي خاتمي عزيز را. مديريت يعني غلبه بر موانع و تدبير و با توجه به شرايط پيش رفتن. مديريت يعني غلبه بر بحرانها . مديريت يعني اينكه مردم و نيازهاي كشور را بفهمد و سعي كند كه همه اينها را در جهت منافع ملي قرار بدهد و البته بايد تنشها و فشارها و بعضا نامهرباني ها را با سعه صدر تحمل كند. نگذاشتند كار كنيم اصلا معنا ندارد. بيشترين موانع در طول صد سال عمر شهرداري تهران پيش پاي مديريت فعلي شهر تهران بود، آيا شهرداري دست بسته باقي ماند ؟ عرصه هاي خدمت فراوان ، متعدد و متنوع است و مي شود با يك مانور از كنار موانع عبور كرد. توقف پشت موانع متعلق به مديريتهاي ايستا و محافظه كار است و مديريت پويا و تحولگرا هيچ مانعي در مقابل خودش ندارد. ( شعار دانشجويان: فقر و فساد و تبعيض – احمدي نژاد بپاخيز) . من به شما عرض مي كنم كه فقر و فساد و تبعيض – جوان عزيز بپا خيز . آن كسي كه كار را انجام مي دهد شما و ملت ايران هستيد و هزاران احمدي نژاد در خدمت بالندگي اين ملت است .( شعار حاضران : احمدي احمدي حمايتت مي كنيم)
سوال : نظر شما در مورد ولايت فقيه و شخص ولايت فقيه چيست ؟
پاسخ : اعتقاد من اين است كه جامع ترين، مترقي ترين ، مردمي ترين ، عادلانه ترين و پيشرفته ترين نظام ، نظام امامت است . نظام امامت تنها راه سعادت بشر و استقرار نظام امامت نقطه نهايي سعادت بشر است . يعني امام و امت يك مجموعه كامل را تشكيل مي دهند. ولايت فقيه حلقه اتصال ما به نظام امامت است .نظام ولايت فقيه تمرين زيستن در نظام امامت است و در دنياي امروز بهترين و مردمي ترين و شجاع ترين و عادلانه ترين و مترقي ترين نظام ، نظام ولايت فقيه است . درمورد شخص ولايت فقيه نظرم اين است كه در همه دنيا شجاع ترين ، مردمي ترين ، ساده زيست ترين ، پاك ترين ، عادل ترين و خوش فكرترين رهبر روي زمين، رهبر عزيز ما يعني مقام معظم رهبري است ( كف زدنهاي ممتد حضار) . مستند و آگاهانه عرض مي كنم كه اين حاصل هزار سال مجاهدتها و مبارزات و تحمل سختي هاي ملت ماست و اگر دشمنان فكر مي كنند كه با يك هجوم تبليغاتي ، ملت ايران ، اين عزيز و اين نظام مترقي را رها مي كند و دنباله رو نظامهاي سرمايه سالار و زرسالار و فريب سالار آنها مي شود بدانند كه به شدت در اشتباه هستند و اين آرزو را با خودشان به گور خواهند برد ( تكبير حضار).
يك نكته ظريف اين است كه برخي به طور ناجوانمردانه اين نظام را به گونه اي ديگر معرفي و تبيين مي كنند . فكر مي كنند كه نظام ولايت فقيه يعني اينكه همه مسوولان كشور صبح به صبح مي روند دفتر رهبر عزيزمان و اجازه مي گيرند كه چه كار بايد بكنند . اينطوري نيست . امامت شيعي و امامت اسلامي به دنبال تعالي همه انسانها از جمله مديران است . تعالي مديران به اين است كه عرصه را باز كنيم تا آنها فكر و تدبير و برنامه ريزي كنند. رهبري اسلامي افقها و فضا را باز مي كند و مي فرمايد كه تلاش ، حركت ، تدبير ، تعقل و برنامه ريزي كنيد. ما دو سال است كه در شهرداري تهران مشغول به كار شده ايم و فقط دو بار براي برنامه هاي شهرداري خدمت مقام معظم رهبري مشرف شدم . ما بايد عرضه داشته باشيم و كار كنيم و گزارش كار ارائه بدهيم . آنقدر سعه صدر وجود دارد كه وقتي موضوعي مطرح مي كنيم ، ايشان سووال مي كنند كه نظر خود شما چيست . ولايت فقيه اصلا نسيم رحمت است و واقعا عطر دل انگيز شكوفه ها در صبح بهاري است و اگر انسان خودش را در معرض اين نسيم قرار بدهد خواهد ديد كه چه اتفاقي مي افتد . اين بزرگترين لطف الهي به ملت ما است. حكومتهاي سرمايه سالار غربي در مقابل نظام ولايت فقيه اصلا ارزشي براي ارائه ندارند. آنها با شعار صلح راي مردم را جمع كردند و حالا جنگ راه مي اندازند . كجا رهبري اسلامي اينطوري است . پشت صحنه رهبري اسلامي با جلوي صحنه اش يكي است . امام هم همينطور بودند. مقام معظم رهبري همپاي مردم هستند و آگاه ترين افراد نسبت به وضع مردم هستند و ايشان به شكل و شمايل مختلف به ديدار محرومين وضعفا مي روند. اي كاش همه مديران ما اينطور باشند. در آن صورت مطمئنا مشكلي در كشور باقي نخواهد ماند. ( يكي از حضار: دكتر احمدي - مالك اشتر علي) مالك اشتر كجا و خاك پاي شما كجا ؟ (كف زدن حضار) . ما يك ماموريت تاريخي داريم و بايد اين كشور را بسازيم و ساختن اين كشور هم در سايه خيزش و وحدت عمومي و مديريت اسلامي و انشاء الله با توكل بر خدا حتما اتفاق خواهد افتاد. ملت ما بدون ترديد اين مسووليت بزرگ را به انجام خواهد رساند و يك افتخار تاريخي را در سلسله افتخارات خود به ثبت خواهد رساند. (كف زدن حضار)


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

كانديدا نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در پاسخ به سؤالي گفت: ‌در انتخابات نهم نفع شخصي برايم مهم نيست، اصلوگرايي محور است. اين انتخابات بسيار پيچيده است و انشاءالله دولت انتخابات‌محور شكل خواهد گرفت.

به گزارش ايسنا، محمود احمدي‌نژاد طي سخناني در سفر به خرم‌آباد با تاكيد بر اينكه آبادگران حزب نيستند بلكه فرياد و چراغ راهنمايي براي مديريت كشور به حساب مي‌آيند، در تاييد عملكرد آن‌چه مبني بر افشاي مبلغ عيدي نمايندگان مجلس توسط يك خبرنگار عنوان مي‌شود، تصريح كرد: كار درست از هر كس سر بزند مورد تاييد است. به هيچ گروه و حزبي تعهد ننموده‌ام، بنابراين هيچ خلافي را تاييد نمي‌كنم. چرا نمايندگان يك ميليون تومان عيدي مي‌گيرند ولي كارمندان معمولي دولت نه؟ اگر پولي است بايد به همه پرداخت شود.
وي ريشه گرفتاري‌ها، چالش‌ها و عقب ماندگي‌هاي كشور را مديراني دانست كه يا با فرهنگ انقلاب و اسلام جوش نخورده‌اند و يا از مسير عدالت‌محوري دور شده‌اند.

وي سپس تاكيد كرد: وقتي از عدالت سخن مي‌گوييم، برخي از مسوولان مي‌گويند ابتدا بايد كشور را ساخت سپس عدالت را جاري كرد. آنان تصور مي‌كنند عدالت همچون رنگ يا برچسبي است كه با پخش آن عدالت گسترش مي‌يابد. وقتي ثروت‌هاي كلان به جيب عده‌اي خاص رفت چگونه مي‌توان آن را بين مردم تقسيم كرد. شانزده سال است توسعه اقتصادي برپا شده ولي عدالت برپا نشده است. وقتي سخن از عدالت محوري مي‌زنيم، عده‌اي ما را عقب مانده مي‌خوانند و مسخره مي‌كنند.

اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري افزود: وقتي به نحوه مديريت و تجمل گرايي‌ها انتقاد مي‌كنيم، برخي مي‌گويند به حيثيت نظام خدشه وارد شد.پيشي گرفتن وضعيت رفاهي مديران از مردم نشان از غير اسلامي و انقلابي بودن آنان دارد. برخي از مديران با بهره‌گيري از جايگاهها و مناصب دولتي به بساز و بفروشان قهاري مبدل شده‌اند. دولت تحول‌گرا مردمي و انقلابي حلال مشكلات فعلي كشور است. اگرچه، دولت‌هاي قبلي نيز كارهاي شايسته‌اي انجام داده‌اند.

احمدي‌نژاد افزود: برخي از افراد براي تبليغات انتخاباتي مبالغ 16 و 30 ميلياردي هزينه مي‌كنند، اين افراد بعدا چگونه مي‌خواهند پاسخگو باشند.
وي برپايي عدالت در كشور را منوط به اجراي 5 پيشنهاد دانست و افزود: بودجه‌هاي دولتي بايد به نسبت عدم برخورداري هزينه شود. مسائل تهران حل شود. بي عدالتي از سيستم بانكي رخت بربندد.امتيازات ويژه از افراد و گروه‌هاي خاص پس گرفته شود و در نهايت مديران كم تعداد ولي تاثيرگذار تغيير روحيه و نگرش يابند.

وي افزود: با بي‌توجهي به اين مسائل استقلال، امنيت و آزادي در خطر خواهد افتاد، چراكه رضايت‌مندي مردم در سايه عدالت موجب استقلال كشور مي‌شود.البته بايد اول جهت گيري‌ها اصلاح شود.


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
سایت «خدمت»، ارگان ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد، نوشت: «دكتر محمود احمدی نژاد شهردار تهران و نامزد نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری از گفت و گو با بخش خبر 20 و 30 شبكه دو سيما خودداری كرد. خبرنگار صدا و سيما در فرودگاه مهرآباد از دكتر احمدی نژاد خواسته بود تا به سئوال اين بخش خبری پاسخ بدهد اما وی از شركت در اين گفت و گو خودداری ورزيد. اين درحالی است كه ستاد مردمی حمايت از دكتر احمدی نژاد، روز گذشته با صدور اطلاعيه ای مراتب تاسف و نگرانی خود را از روشها و عملكرد گزينشی و تخريبی صدا و سیما اعلام كرده است. گفتنی است، بخش خبری 20 و 30 دقيقه شبكه دو سيما پنجشنبه شب در يك اقدام غير معمول، تصويری از دكتر احمدی نژاد پخش كرد كه وی را در حال پيرایش محاسن خود نشان می داد و اين امر موجب شگفتی و تعجب افكار عمومی شد. یك منبع مطلع در این زمينه گفت: مسئول ذيربط صدا و سيما كه هماهنگی های مربوط به ضبط برنامه های تلويزيونی نامزدهای انتخابات رياست جمهوری را انجام می دهد، به بهانه مسائل فنی تصويربرداری، دكتر احمدی نژاد را به اتاق گريم هدايت كرد و در اين هنگام اقدام به فيلمبرداری از وی كردند. مسئول مربوطه در صدا و سیما در پاسخ به اعتراض همراهان دكتر احمدی نژاد كه متوجه فيلمبرداری شده بودند، استدلال كرده بود كه اين فيلم را برای نگهداری در آرشيو می خواهند، تصاويری كه همان شب در شبكه دو به رويت مردم گذاشته شد.» هواداران ديگر کانديداهای انتخابات رياست جمهوری نيز به مشی سازمان صداوسيما در حمايت از يک کانديدای خاص انتقاد کرده اند. آنان پخش برنامه «صندلی داغ» در ايام نوروز در حالی که، حضور مهمان اين برنامه در انتخابات حتمی شده بود، را دليل انتقاد خود می دانند. پيش از اين يک کانديدا که قبلا در سازمان صداوسيما مسئوليت داشته، در روز ثبت نام در وزارت کشور گفته بود: «همه می دانند صداوسيما از يک کانديدای ديگر حمايت می کند.» همچنين شنيده می شود در حالی که عزت الله ضرغامی، رئيس سازمان صداوسيما، در بخشنامه ای حضور مديران اين سازمان را در ستادهای انتخاباتی ممنوع کرده است، تغييراتی در سرويس سياسی روزنامه «جام جم» و تحريريه بخش خبری ۲۰:۳۰ رخ داده است و اعضای بخش رسانه ای يکی از کانديداها که پخش برنامه «صندلی داغ» او جنجال های فراوانی را به وجود آورد، به تحريريه جام جم و ۲۰:۳۰ اضافه شده اند.
لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
گزارش:

همایش بزرگ حمایت از محمود احمدی‌‏نژاد صبح جمعه در سالن شهدای هفت‌تیر در شهر تهران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار شریف نیوز، دکتر محمود احمدی‌‏نژاد در همایش حامیان خود در انتخابات ریاست‌‏جمهوری كه صبح امروز در سالن شهدای هفتم تیر برگزار شده بود، در واكنش به اقدام كسانی كه هنگام ورودی به سالن شعار؛ «صل‌‏ علی محمد، بوی رجایی آمد»، گفت: شهدای ما مظلوم بوده و هستند. نمونه این مظلومیت، همین مقایسه است. ما در مكتب مدیریتی شهید رجایی، دانش‌‏آموز كلاس اولی هستیم و آرزو داریم این مدیریت انقلابی در كشور ما محقق شود.
احمدی‌‏نژاد با بیان این كه انقلاب ما انقلاب بی‌‏ریشه‌‏ای نیست، گفت: انقلاب اسلامی، انقلابی برای كسب قدرت و جا به جایی سلسله‌‏ها نیست. انقلاب اسلامی ما حركتی است كه برای برقراری عدالت آغاز شده است و اكنون با وجود رهبری و امام خمینی اوج قله خود را تجربه می‌‏كند.
وی تأكید كرد: ما موظف هستیم كه در سرزمین ایران به سرعت جامعه‌‏ای پیشرفته، مقتدر و جامعه نمونه اسلامی برقرار كنیم، تا این كشور بتواند مقدمه حركت جهانی باشد و ما باید جامعه‌‏ای در این كشور بسازیم كه الگوی جهان پیشرفته باشد.
احمدی نژاد با بیان این مطلب كه آگاه‌‏ترین، مومن‌‏ترین، باهوش‌‏ترین، عاطفی‌‏ترین و فداكارترین ملت روی زمین، سرزمین ایران است، گفت: این سرزمین سرشار از استعدادهای مادی و انسانی است و با توجه به این شرایط با بسیج كردن امكانات كشور می‌‏توانیم و می‌‏شود خیلی كارها را بكنیم. ما باید تمام توان خود را برای تحقق برنامه سند چشم انداز بیست ساله كشور به كار بگیریم .«می‌‏شود و می‌‏توانیم این شعار امروز ماست».
وی با تأكید بر ضرورت برقراری دولت انقلابی، اظهار داشت: باید دولتی تشكیل شود كه توانمندی ملت ایران را باور داشته باشد، البته پس از پیروزی انقلاب اسلامی دولت‌‏های مختلفی آمده‌‏اند و خدمات ارزشمندی انجام داده‌‏اند، اما شایستگی ملت ایران و تحقق هدف بیست ساله بسیار فراتر از چیزی است كه امروز در اختیار داریم.
كاندیدای نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با بیان این مطلب كه اولین جهت‌‏گیری كه باید اصلاح شود، جهت‌‏گیری به سمت عدالت است، گفت: پیشرفت آزادی و استقلال كشور ما منوط به عدالت است و اگر عدالت محقق نشود، آزادی، امنیت و استقلال كشور به خطر افتاده است.
احمدی نژاد خاطر نشان كرد: كسانی كه در عرصه برنامه ریزی اقتصادی در كشور فعالیت می‌‏كنند، باید عدالت را در سرلوحه برنامه‌‏ها و فعالیت های خود قرار دهند، عدالت یك برچسب نیست كه اول كارها را انجام دهیم، بعد عدالت را به آن بچسبانیم، بلكه عدالت اصلی است كه بدون آن، آزادی و پیشرفت به جایی نخواهد رسید.
وی تصریح كرد: دولت آقای مردم نیست، بلكه نوكر مردم است و باید در خدمت مردم باشد، بر این اساس مدیران دولتی باید خدمتگزارانی بی منت و در خدمت تمام اقشار ملت باشند، ضمن این كه محرومین در اولویت هستند.
وی با تأكید بر ضرورت توجه به آبادگری در كشور، گفت: دولت وظیفه‌‏ای جز ساختن و آباد كردن كشور ندارد و ما باید به سمت دولت كم خرج و پر بازده حركت كنیم. متأسفانه در حال حاضر هزینه‌‏های مدیریت در كشور بسیار بالاست كه بسیاری از آنها شامل كارهای تشریفاتی زائد و غیر سرمایه گذاری می‌‏شود. در تهران گران قیمت بودن ساختمان‌‏ها، دكورها و تشریفات متعلق به نهادهای دولتی است.
كاندیدای نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با انتقاد از این كه اكنون مسافرت‌‏های بی‌‏دلیل دولتی به خارج از كشور سالانه بیش از پانصد میلیون دلار خرج روی دست مردم می‌‏گذارد، برای حل این مشكلات باید به دنبال استقرار دولتی باشیم كه بیشترین رفاه را برای مردم بخواهد و بیشترین سختی‌‏ها را به جان خود بخرد و به تغییر زیبای حضرت امام (ره) مدیران كشور باید از فقر و درد كشیده‌‏های ملت باشند. اگر دولت فقر كشیده باشد، امكان ندارد، علی رغم دیدن فقر و مشكلات معیشتی مردم به دنبال سفرهای یك ماهه و دو ماهه خود باشد.
وی با تأكید بر ضرورت شجاعت در اداره دولت، گفت: دولت محافظه‌‏كار، ایستا و دولتی كه با جا‌‏به‌‏جایی یك ساختمان تمام امورش دچار مشكل شود، قطعاً قادر به حل مشكلات جامعه نخواهد بود.
احمدی نژاد در ادامه بیان كرد: ما نیازمند دولتی هستیم كه به مردم سالاری دینی عمیقاً باور داشته باشد و به گونه‌‏ای عمل كند كه مردم در برنامه‌‏های آن موثر باشند و به تعبیر زیبای رهبری، حاصل تلاش های دولت باید در سفره های مردم دیده شود.
احمدی نژاد با بیان این كه بزرگترین مساله كشور در شرایط كنونی مشكلات جوانان است، گفت: اگر جوانان مأیوس و سرخورده شوند، آینده‌‏ای برای كشور باقی نخواهد ماند. بنابراین مسایل جوانان باید در اولویت برنامه‌‏های دولت قرار گیرد.
وی در بخشی از سخنان خود، گفت: شورای شهر تهران با یك تصمیم انقلابی بخشی از هزینه‌‏های بی مورد را كاهش داد و صندوق قرض الحسنه ازدواج را تأسیس كرد و تنها یك درصد بودجه كشور را به آن اختصاص داد. باید حركت‌‏های اینچنینی ادامه یابد تا مشكلات جوانان مرتفع شود.
كاندیدای نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با اشاره به این كه انتخابات در كشور ما عرصه رقابت برای دستیابی به قدرت نیست، افزود: ما نه می‌‏خواهیم، نه می‌‏توانیم و نه علاقه‌‏مند هستیم كه وارد عرصه های اینچنینی شویم. باید تلاش شود كه عرصه رقابت انتخاباتی به گونه ای نشود كه پول حرف اول را بزند.
وی تصریح كرد : ما برای رسیدن به نتیجه وارد عرصه نشده‌‏ایم، بلكه ما برای انجام وظیفه و تكلیف به میدان آمده‌‏ایم و بر این اساس همه باید به تكالیف خود عمل كنیم، اما نهایتا تصمیم با ملت ایران است و هر تصمیمی كه مردم بگیرند، موظف هستیم كه برای تحقق خواست ملت تلاش كنیم.
كاندیدای نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با تأكید بر رعایت اخلاق در فعالیت‌‏های انتخاباتی، گفت: ما با هیچكس دشمنی نداریم. ما با انحراف مخالف هستیم، بنابراین هیچ توهین و جسارتی به كسی نمی‌‏كنیم و هر كس توهین كند، یا تنش آفرینی كند، از ما نیست. به اعتقاد ما اگر منطق انقلاب در فضایی مناسب به درستی معرفی شود، بدون تردید به حاكم شدن این مطنق منجر خواهد شد .
وی با اشاره به این كه بهترین تبلیغات انتقال سینه به سینه مفاهیم است، گفت: اگر سخن از دل برخیزد و دیگری آن را باور خواهد كرد، ما باید در این انتخابات یك اخلاق نوین انقلابی را ارایه كنیم. پیام ما، پیام محبت همدلی و همبستگی است و معتقدیم كسانی كه می خواهند تنش ایجاد كنند، دوستدار ملت ایران نیستند.
وی تأكید كرد: مهم ترین اولویت ما برگزاری انتخاباتی پرشور و با حضور گسترده مردم در 27 خرداد است.
احمدی نژاد با ابراز خرسندی از این كه امروز اكثریت قریب به اتفاق ملت ایران بسیجی است، گفت: هر كس در اندیشه تحقق آرمان‌‏های انقلاب و نظام است، او یك بسیجی است .
وی خاطر نشان كرد: ما در تبلیغات به دنبال تسخیر چشم‌‏ها و دلها نیستیم، بلكه ما به دنبال جذب دل‌‏های مردم هستیم.
به دنبال حضور مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران در این همایش، احمدی نژاد با گرامی‌‏داشت یاد و خاطره شهید مصطفی چمران گفت: نام چمران برای ما یادآور فرهنگ اخلاص و دین‌‏مداری است.



لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
سرمقاله

كسي هست دستي بر سر محمدرضا آغاسي بكشد؟!
شيعه يعني يك بيابان بي كسي

آمده بود كيهان. غروبي بود. بچه هاي تحريريه خسته از كار روزانه دوره اش كردند. با همه مان خوش و بش كرد و دستي به نوازش بر سرمان كشيد. چند لطيفه هم تعريف كرد و هنوز خنده بر لب هاي مان بود كه «ياعلي» گفت و راهي شد. خواستيم به زمزمه اي ميهمانمان كند. قبول كرد.
... هنوز كه هنوز است بعد از گذشت چند ماه خاطره ناب آن لحظه ها انگار جلو نگاه و انديشه ام قراول مي رود، نه اين كه حالا چون در اوج بي كسي افتاده روي تخت بيمارستان به يادش افتاده باشم نه!... زمزمه قشنگش بدجور تكانم داد:
در ميان لجه خون ماهي ام يا علي، درويش روح اللهي ام
..................................
شيعيان مديون خون كيستيد؟ زنده از رقص جنون كيستيد؟
كاش بوديد و مي ديديد وقتي اين دو مصرع آخر را مي خواند چه نعره اي مي كشيد. تو گويي مي خواست به همه عالم بفهماند كه مديون خون كيستند!
¤¤¤
بچه هاي شبستان شبكه يك سيما دعوتش كرده بودند، شبي بود آن شب. وقتي روي صفحه تلويزيون ديدمش زمزمه هاي عاشقانه اش را كه براي آقاي مان حضرت ولي عصر(عج) بود شنيدم و -ريا نشود- صورتم خيس شد. چقدر برايش دعا كردم. نمي دانستم دعاي حقير همچو مني نتيجه معكوس دارد و او را مي اندازد روي تخت بيمارستان، و مي شود تبلور آن تك بيت قشنگ مثنوي شيعه نامه اش.
شيعه يعني يك بيابان بي كسي غربت صد ساله بي دلواپسي
چند روز بعدش سيدي عزيز كه از دست اندركاران «شبستان» است آمد كيهان. تشكر كردم به سهم خودم كه شبي عارفانه را با حضور آغاسي آفريده اند. سيدخيلي تلاش كرد كه حرف نزند اما از زبانش پريد و حرف هايي زد كه غبطه خوردم به حال اهالي پشت پرده برنامه شبستان و آغاسي.
¤¤¤
حسين رزاقي هراسان آمد و گفت: نشسته اي؟! آغاسي افتاده گوشه بيمارستان بهارلو! به رسم هميشه كه خبر بيماري كسي از اهالي عاشقي را مي شنوم، چيزكي نوشتم كه در صفحه «فرهنگ مقاومت» روز يازدهم ارديبهشت چاپ شد. يكي از شعرهاي خودش را هم گذاشتم قاطي مطلب با اين تيتر: «در كجا بوديد وقتي جنگ بود؟» نوشتم كه برايش دعا كنند. نمي دانم آغاسي در برابر خانواده اش چه جوابي داده است، وقتي از او پرسيده اند: تو كه شعر شيعه نامه ات قيامت به پا كرد چرا هيچ كدام از آنهايي كه دستي در كار دارند به عيادتت نمي آيند؟!
¤¤¤
هيچ كاري از دستم برنمي آيد به جز يك عيادت خشك خالي از او. آن هم از پشت شيشه هاي بخش مراقبت هاي ويژه بيمارستان قلب تهران. و اين كه يك بار ديگر بنويسم همه بچه شيعه ها براي او دعا كنند و خودم اين تك بيت او را برايش زمزمه كنم:
راستين مردي رسد با تيغ كج شيعيان الصبر مفتاح الفرج
¤¤¤
خدايا! دعاي بي كسان اين است كه بگويند الهي تو را به حق پنج تن آل عبا.. و حالا كه كسي نيست دستي بر سر آغاسي بكشد...
راستي، اگر خواستيد به ملاقات او برويد اين بيت را هم با خودتان زمزمه كنيد:
شيعه يعني يك بيابان بي كسي غربت صدساله بي دلواپسي
معلوم نيست آغاسي شما را ببيند اما شما به خاطر خدا از پشت شيشه هاي بخش مراقبت هاي ويژه بيمارستان قلب تهران او را نگاه كنيد، شايد... با اجازه خود آغاسي در شعر او دستي مي برم و مي نويسم:
يا علي! يك جلوه محتاج تو است دار برپا كن كه حلاج تو است
اميرحسين انبارداران

 

اخبار:

نقش بهزاد نبوی در رد صلاحیت معین

سایت خبری «خط نهم» امروز نوشت: «همانگونه كه قبلا نیز برخی منابع خبری از جمله «خط نهم»  اعلام كرده بودند، ارسال چند نوار از اظهارات خصوصی مصطفی معین توسط یكی از منسوبین به هاشمی رفسنجانی به شورای نگهبان موجب رد صلاحیت معین شده است.
مصطفی معین در این اظهارات خصوصی كه در جمع اعضای مركزیت سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشاركت بیان شده بود سخنان تندی را علیه اركان نظام بر زبان آورده بود ، اما نكته جالب نحوه دسترسی مهدی هاشمی رفسنجانی به این نوارهاست.
در جلسه ای كه بهزاد نبوی و مهدی هاشمی داشته اند ، مهدی هاشمی از احتمال رد صلاحیت نشدن معین اظهار نگرانی كرده و به نبوی می گوید در صورت تایید معین شما قادر به حمایت رسمی از هاشمی نخواهید بود و چون معین رای چندانی ندارد بازنده میدان معرفی خواهید شد.
ادامه

 

یک کلمه هم از مادر عروس:

زواره‌اي: ردصلاحيتم،‌ بازتاب بين‌المللي خواهد داشت


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
آیت‌الله العظمی ناصر مكارم شیرازی در درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم از پخش اطلاعیه‌هایی در سطح شهر قم مبنی بر تخریب چهره‌ی بعضی نامزدهای انتخاباتی انتقاد كردند.


به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی  رسا، آیت‌الله العظمی مكارم شیرازی در درس خارج فقه خود طی سخنانی دستیابی ایران به انرژی هسته‌یی را تنها یك بهانه‌گیری استكبار جهانی بر ضد جمهوری اسلامی ایران عنوان كرد و گفت: ایران چیزی جز حق خود كه قوانین بین‌المللی هم آن را تصریح كرده‌ نمی‌خواهد ولی غرب این را بهانه قرار داده است تا اهداف دیگر خود را محقق كند.

وی با اشاره به اهانت سربازان آمریكایی به ساحت مقدس قرآن كریم تأكید كرد: همگی شنیدیم كه با قرآن چه كردند و چه نقشه‌هایی برای بیت‌المقدس كشیده‌اند. گاهی می‌گویند تمام مسجد را خراب كنید و به جای آن معبد یهود بسازید و گاهی می‌گویند نیمی از آن مال ما و نیمی دیگر مال شما؛ مسلمانان باید هوشیار باشند. در این شرایط نباید عملی انجام شود كه بین ما اختلاف به وجود آید.

این مرجع تقلید با انتقاد شدید از پخش برخی اطلاعیه‌ها كه جنبه‌ی تخریبی برای نامزدهای انتخاباتی دارد گفت: من نمی‌گویم و تا آخر هم نخواهم گفت كه به چه كسی رأی دهید. در شأن ما هم نیست ولی می‌گویم كسی را تخریب نكنید؛ بنشینید مشورت كنید، اگر به دنبال سلمان و ابوذر و مقداد هستید آنها كاندیدا نمی‌شوند. هر كدام از این افراد نقاط ضعف و قوتی دارند. كسی را كه در شرایط كنونی بهترین است انتخاب كنید تا در روز قیامت نزد خدا سربلند باشید.

وی گفت: ما تنها ضوابط تعیین اصلح را بیان می‌كنیم. در شأن حوزه علمیه این نیست كه این‌گونه عمل شود. نمی‌دانیم چه كسانی این اطلاعیه‌ها را منتشر و پخش می‌كنند. یك نامی در پایان به اسم طلاب می‌نویسند. روح طلاب و فضلا هم خبر ندارد. امضاء هم ندارد. هیچ كس هم به این كار راضی نیست. یقین داشته باشید هیچ مقامی راضی به این كارها نیست. بیایید كاری كنید كه اول بازار انتخابات گرم شود و دوم بهترین‌ها را انتخاب كنید.

این مرجع تقلید آرام شدن و آرام نگه داشتن جو حاكم بر كشور را خواستار شد و خاطرنشان كرد: شرایط امروز ما بسیار حساس است. جریان انرژی هسته‌یی و جهان اسلام در فلسطین و عراق و قرآن و... هشدارها و اخطارهایی به ماست. 
 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع |