



لينك ثابت
| نويسنده |
موضوع | تاريخ | ثبت نام برای انتخابات ریاست جمهوری تمام شد و ۹۰۵ نفر ثبت نام کردند که در میان ثبت نام کندگان روز اخر نام علی لاریجانی نامزد شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی هم وجود داشت از دیگر ثبت نام کنندگان روز اخر جاچی بخشی چهره نام اشنای سالهای دفاع مقدس و نیروهای حزب الله است

البته یه اقای ملی مذهبی هم ثبت نام کرد که یه باندی به گردنشان بسته بودند که در فرهنگ ایرانی اسلامی ایرانیان که جستجو کردیم فلسفه ان را نفهمیدیم

و حرف اخر
امروز روزنامه ها نوشتند عباس عبدی تبرئه شد همانطور که هفته پیش خبر تبرئه ۱۷ وبلاگ نوبی را نوشتند و همانطور که گفتند باقی زندان نرفت...امیدوارم این ها معاملات پس پرده اغی نباشد که یک سر کار دست سردارسازندگی است
سردبیر
سرمقاله:(از این وبلاگ برداشتیم)
امروز که من این قصه آغاز می کنم بر نبشتن ، از آن قوم که محمودک والی خواستند که بر دار کنندی، همه زنده اند! و بسیار مشغول بر سعی تلاش در بر دار کردن وی، هر چند که هنوز نتوانستند و نتوانست بر دار کردن وی. خواجه بوخاتم یزدی چند سال است تا از دولتش بگذشته است و هر چند ما را و محمودک والی را و دوستان محمودک والی را، از وی بد بسیار آمد، لذا ما را به وی کار نیست و وی و دوستان را هنوز بر محمودک و دوستان کار!
این بو خاتم را مردی امام زاده و محتشم و ادیب بود(!؟)، اما زعارتی در طبع وی و دوستان موکد شده بود، وَ لا تَبدیلَ لِخَلقِ اللهِ!
و همین چشم نهاده بودی تا مردی از مخالفان وی بر کار آمده و موفق گردد و وی و دوستان همت در تخریب و تطمیع و تهدید وی گذاشتندی! این مرد از کرانه بجستی و فرصتی جستی در دوم خرداد سنه هفتاد و شش شمسی گوی سبقت از سایر رقبا بدزدید و اگر چَشمی داشته باشید تا روز بد ببیند،المی بزرگ پس از هشت سنه بر ما چاکران درگاه و مردم تحت الامرش به کمک یاران خالصش رساندی و آن لاف زدی که ما چنین کنیم و چنان کنیم و آزادی دهیم و ... و از آن پس هر کس از مخالفان به هر صورت بر کار نشستی و موفق گشتی، چنان در کار وی خلل ایجاد کردی که وی راهی جز بر دار شدن نمی پذیرفت(!؟)
علی ایحالن، محمودک والی پس از شش سال از حکومت بوخاتم و پس از چار سنه که یاران بوخاتم بر مُلک بلدیه مدینه طهران تکیه زده بودند، با رای و نظر مردمان آن بلاد بر راس آن کار آمدی،بدون در نظر گرفتن حال بوخاتم و یاران! و در عرض گذشت سالی از عمر مُلکش چنان محبوبیت بر وی فائق آمد که بوخاتم و یارانش ابن رمضان و بو ابطح و مکتوبات و ممهورات تحت امرشان... به یکباره بر آشفتند تا از وی که ناکارآمدی ایشان را بر عیون خلق عیان کرده بودی، انتقامی سخت برگیرند و وی بر دار کنندی! تا نشان دهندی که شعار تحمل مخالف تا کجا بر مُلک ایشان حکم می راندی!
و بوخاتم با جاه و نعمت و مردمش(یارانش) در جنب محمودک والی یک قطره آب بودی از رودی! هرچه بوخاتم و یاران وی بر عریضه محمودک می سرودند تا وجهه وی بر عیون خلق خراب کنند، مردم بر در گوش یک دیگر چنان ندا دادندی که:« از هرچه بوخاتم و یاران مثال داد از کردار زشت در باب این مرد، از ده یکی رفتی و بسیار محابا رفتی »(!!؟) و به بلاد ایران با مکتوباتش و یارانش چنان در بلخ دمید که ناچار محمودک بر دار باید کرد و خلق چنان کریم و حلیم بودند که جواب نگفتی!؟
همچنین،خلق را سوال پیش آمدی که چه حجتی و عذری باید کشتن این مرد را؟! و بوخاتم در حال هیچ نگفتی ولی این بدان معنی نبود که وی هیچ نخواهد گفت! روزی از روزهایی که هنوز در اوایل اثبات بر دار کردن وی بودندی، و یاران بوخاتم ندانستند که از چه رو بهانه بیشتر بر تخریب وی بیابند. و بوخاتم را که هنوز از مُلکش چندی باقی بود، مجلسی پیش آمد با فرهیختگان قوم. چون وی را رسم بر این بود که به هر کجا عزم بر رفتن کردی با اسکورت ویژه برفتی، آن روز موعود چون مسیر از خوش آب و هواترین نقطه مدینه طهران،نیاوران، بر مقصد بود کمی وی در شلوغی معابر شهر بماندی و چنان کف نفس از دست بداد و چنان بهانه ای بر جواب مردم که حجت خواستند بیافت که همانجا وی را بر ملامت گرفت، که محمودک بیچاره فردای آن روز در مقام از دفاع خود بر آمد که:« گر بوخاتم از نیاوران بر محل خود نمی رفت، چنین نمی شد!» و از فردای ان روز بود که بوخاتم و یاران را صفرا بجنبید و واجب آمد بر دار کردن محمودک!. از آن رو، از فردای آن روز بود که مکتوبات بوخاتم عکس های زمان زمامداری یاران خویش بر مُلک طهران بر صفحه اول جریده خویش نگاشتند و آن را نمونه ای از زمامداری وی بر مُلک طهران دانستندی(!!؟) و روزی ملاقات وی از مردم را که مستقیم صورت می پذیرفت بی فایده دانستندی و روز دیگر حق وی بر مدیریت ملک را کمک بر وی دانستند و... قس علی هذا!
و آن روز ها و شب ها، تدبیر بر دار کردن محمودک در پیش گرفتند. و در جریده های خویش چنان نوشتندی که وی را به سنگ بباید کشتن تا بار دیگر به رغم خلفا هیچ کس عرضه بر کار نباید داشتن و مناعت طبع بر پاسخگویی به هکذا!!!
چون کار ها ساخته آمد، با کمک یاران داری زدن در کران مصلای ملک طهران واجب آمد، که کلاهی در آنجا بر روی دار گذاشتندی تا بر سر وی یا هر کس دیگر که عزم بر دار کردنش داشتند، بر گذارند!! و خلق روی آنجا نهاده بودند. بو خاتم بر نشست و آمد تا نزدیک دار و بر بالایی ایستاد، و سواران رفته بودند با پیادگان تا محمودک بر آورند.چون محمودک بیاوردند،یاران بوخاتم، پذیره ی وی آمدند و دشنام ها دادند؟! و محمودک در آنان ننگریست و هیچ جواب نداد. و چون خواستند تا وی بر دار کنند، همه خلق به درد می گریستند. کلاهی روپوش آهنی بیاوردند،عمداً تنگ، چنان روی و سرش نپوشیدی و آواز دادند سرور رویش بپوشید که گر سنگ خورد سر سالم بماند که هر که دید ببیند و عبرت گیرد بر حال مخالفین!!!
و در آن حال، سخنور دربارش بیامد سوار و روی به محمودک کرد و پیغامی از بوخاتم به وی رساند:« این آرزوی توست که خواسته بودی چون پادشاه شوی بر دارت کنند و حال چون خواهی که جای ما گیری ما بر دارت کنیم که دیگر چنین نکنی!!» و در حال که درست می گفت که چون محمودک والی قصد داشت به جهت عرضه بسیار جای بوخاتم را بگیرد نه به آن جهت که بوخاتم را نعوذ بالله بی عرضه بداند، بلکه بدان جهت که عرضه خویش را از وی بیشتر می دانست و این گناهی کبیره می نمود!!؟
و محمودک البته پاسخ نگفت و وی را بردار کردند و قبل از اینکه بخواهند خَبه اش کنند آواز دادند که بر وی سنگ زنید و هیچ کس دست به سنگ نمی کرد و همه زار زار می گریستند، خاصه طهرانیان. پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند و چون آنان به سنگ زدن مشغول همی گشتند همهمه ای در میان خلق در گرفت. گروهی که خود را اصولگرا می نامیدند و به نظر می رسید که محمودک سرکردگی شان را بر عهده داشت و حال دیگران بر نجات وی اقدام همی کرده بودند. باقرک داروغه، محسنک طلایه دار، اکبرک وزیر و ... از آنان بودند. تا آنان جمع را و بوخاتم و یاران را مشغول کردند، باقرک داروغه محمودک والی را از روی دار بربود و وی نجات همی داد. و این بهانه ای بر بوخاتم و یارانش شد تا صفرایشان دیگر بار بجنبد و علاوه بر محمودک والی، باقرک داروغه و دیگر یارانشان را نیز بر دار بخواهند کشید...
واکنون که من این مرقومه می نگارم، هنوز رندان سیم می گیرند و سنگ می زنند و بر آنان رندان اجنبی نیز افزوده گشته است!؟
این است محمودک و روزگارش. و چندان غلام و ضیاع و اسباب و زر و سیم و نعمت بر سود نداشت. او رفت و بوخاتم و یارانش نیز که دار بر پا کرده بودند نیز برفتند و گر محمودک والی یا باقرک داروغه و یا هر کس دیگر نیز که جای بوخاتم می گرفتند نیز خواهند رفت و این افسانه ای است با عبرت بسیار.و این همه اسباب منازعت و مکاوحت از بهر حُطام قدرت به یک سوی نهادند. احمق مردا که دل در این جهان بندد که نعمتی بدهد و زشت باز ستاند...
با برداشتی آزاد از
داستان بر دار کردن حسنک وزیر
نوشته ای از ابوالفضل بیهقی
سرمقاله:
آن عزيز بي ريش . آن غريق في خويش. آن بهادهنده به پول و پله . گذارنده دام وتله . آن نوشنده داروي تلخ . پزنده كباب ملخ . آن گروهبان سازندگي . حامي دارندگي و برازندگي . آن پدر حزب كارگزاران . بناكننده سد در بيابان . آن حبيب ولايتي و لاريجاني . شيخنا و پيرنا ميرزا اكبر هاشمي رفسنجاني(يضاعه سنه) .
گويند كه روزي جماعتي گنده بر در خانه او گرد آمدند و فرياد كردند :"كه اي شيخ بشتاب و درنگ مكن كه قحط الرجال است و هيچ كس را ياراي كانديداتوري نيست و تو را ما خواهانيم كلفت. "
شيخ نازها كرد و عشوه ها ريخت و گفت :"اي جماعت بدبخت بدانيد كه مرا عمر سالهاست به سر آمده و خود نيز در عجبم كه چگونه هنوز زنده ام . آيا حاضريد كه چون مني را به كدخدايي برگزينيد؟" .جماعت يكصدا فرياد كردند :"قبلت" و شيخ ادامه داد :"و اما بدانيد كه اگر نبود اصرار شما و حجت بر من تمام نمي شد افسار شتر كدخدايي را به زور مي گرفتم " .
و شيخ وعده ها داد از كار براي جوانان و آسياب هسته اي و هرچه وعده بود .
سالهايي بيش از صد گذشت و شيخ افسار شتر كدخدايي را چسبيده بود چون سيريش . روز مردم او را گرد آمدند كه اي شيخ پس چه شد آن همه وعده كه به اجداد ما دادي و يكي از آنها همين اشتغال جوانان بود و افسوس كه ديگر پيران ما هم بيكارند .
شيخ لب و لوچه آويزان كرد و گفت :"الله الله كه قدرناشناسان شمائيد كه من به فكر جوانان بوده ام و اينگونه يافتم كه بهتر است آنها بيكار باشند و هيچ نكنند تا مبادا به آرتوروز و تنگي نفس و غير دچار شوند از شدت تلاش و همانا از گرسنگي مردن در سلامت به كه سيري تركيدن در مريضي " .
جماعت با شنيدن اين سخن نعره ها زدند و سر به بيابان نهادند از مغفرت تا چهل سال .
از ديگر كرامات شيخ ما اين اعتقاد بود كه خود روز و شب مي خورد از هر چه خوردني بود و در همان حال بدبختان و بيچارگان را حمايت مي كرد و با اين حال نه از خجالت آب مي شد و نه از نفرين مردمان سوسك . و او را در تمام مدت هيچ وجدان درد چيره نشد .شيخ گفت اين ها را از آن جهت گرد آورده ام كه از نزديك شاهد اعمال و رفتارشان باشم و به نوبت و سر فرصت چوبشان زنم ، زدني . روز بعد آمدند كه اي شيخ چرا اين ها را نمي زني كه بردند هرچه بردني بود و خوردند هر چه خوردني بود .
شيخ گفت :"من از پس آنها بر نمي آيم و آنها را گرد آورده ام تا از نزديك ناظر بر اعمالشان باشم و لااقل در اين مصيبت يك شكم سير بگريم . اين را گفت و يك شكم سير بخنديد بر حال مردمان بدبخت و بيچاره
خبر:
پیرترین پشت كنكوری به جمع كاندیداها پیوست
پیرمردی كه 25 سال برای قبول شدن در دانشگاه انتظار كشیده بود، امروز برای ثبتنام به وزارت كشور مراجعه كرد.
به گزارش خبرگزاری فارس، وی كه پس از 25 سال انتظار كشیدن در كنكور سراسری دانشگاهها پذیرفته شده، هم اینك 75 سال دارد و كارمند بازنشسته است و میگوید پشتكار من برای قبول شدن در دانشگاه بهترین پشتوانه برای تعهد من به قولهایم برای ساختن ایران است.
رییس كمیته سختافزار انجمن شركتهای انفورماتیك گفت: در حال حاضر تولید كنندگان خوبی در زمینه مانیتور داریم كه بزودی این مانتیورها را به كشورهای منطقه صادر میكنیم.
به گزارش ایسنا، رییس كمیته سختافزار انجمن شركتهای انفورماتیك گفت: تولید سختافزار نیاز به تكنولوژی داشته و تولیدكننده باید با توجه پیشرفت و تغییرات تكنولوژی توانایی بهروز كردن محصولات را داشته باشد كه این امر نیاز به هزینه زیادی دارد.
كاظم آیتاللهی گفت: تولید سختافزار به شرطی سودآور خواهد بود كه تیراژ محصولات بالا باشد و در مقطع زمانی محدود تولید كننده بتواند محصولات خود را به فروش برساند و همچنین خط تولید باید از پتانسیل بالایی برخوردار باشد تا توانایی به روز كردن محصولات با توجه به تغییرات تكنولوژی را داشته باشد.
وی ادامه داد: ما در حال حاضر mother board، speaker، case و CPU را در داخل كشور تولید میكنیم و عمده بازار داخل را پاسخگو هستیم.
وی تصریح كرد: وارد شدن به بخشهای دیگر سختافزاری مقرون به صرفه نیست زیرا باید توان رقابت كردن با تولیدكنندگان اصلی این محصول در بازار جهانی داشته باشیم.
وی با بیان این كه محصولات سختافزاری در انحصار 4 الی 5 كشور است، گفت: این شركتها با تیراژ بالا و با قیمت پایین محصولات خود را وارد بازار جهانی میكنند و همچنین توانایی بهروز كردن خط تولید خود را نسبت به تغییرات تكنولوژی نیز دارند.
آیتاللهی با تاكید بر این كه هیچ دلیلی وجود ندارد كه همه چیز در داخل تولید شود، گفت: این نگاه كه بخواهیم در داخل كشور همه چیز را تولید كنیم دیدگاه غلطی است و مانع از سرمایهگذاری صحیح در بخشهای سودآور میشود.
وی تصریح كرد: اگر حجم زمان، نیرو و انرژی كه میخواهیم برای تولید محصولات سختافزاری صرف كنیم در مسیر دیگری به كار گرفته شود سود و بازدهی بیشتری خواهد داشت.
رییس كمیته سختافزار انجمن شركتهای انفورماتیك با اشاره به اینكه شرایط كشور ما با تولید بعضی از صنایع سازگاری بیشتری دارد، گفت: در حال حاضر تولید كنندگان خوبی در زمینه مانیتور داریم كه بزودی این مانتیورها را به كشورهای منطقه صادر میكنیم.
وی تاكید كرد: كمیته سختافزاری انجمن شركتهای انفورماتیك در راستای تفسیر و تحصیل و نهادینه كردن مقررات و دستورالعملها و نظام مهندسی سختافزاری را تحت پوشش قرار میدهد.

۱- عکس اصلی صفحه نخست روزنامه .... مورخ شنبه 10 اردیبهشت.

2- عکس اصلی صفحه نخست روزنامه .... مورخ شنبه 10 اردیبهشت.
3- و عکس اصلی که نشان دهنده وضعیت فعلی بلوار لاله تهران است.
ظاهرن قضییه عکس ها مال ۹ ماه پیشه که شهرداری مشغول تعمییر سنگفرش پیاده رو ها بوده که در اون گیر و ویر مغازه ها هم کمال همکاری را با شهرداری داشتند واشغال ها را تو جوی ریختند و حالا دم انتخاباتیه اقایان این دو تا روزنامه عکس را زدند با تیتری که دیدید
اماعکس فعلی را هم ببینید
سردبير
بگذریم
اول یه خبر مهم:
همايش وبلاگ نويس هاي طرفدار احمدي نژاد
به گزارش سايت خدمت اين وبلاگ نويسان قصد دارند با اين همايش و ايجاد شبكه وبلاگ نويسان حامي احمدي نژاد حمايت هاي تبليغي خود را از شهردار تهران بطور رسمي آغاز كنند .
اين همايش روز يكشنبه مورخه ۲۵/۲/۸۴ برگزار مي شود .
علاقمندان به شركت در اين همايش ، مشخصات (نام و نام خانوادگي ، سال تولد ، تحصيلات ، شهر سكونت و شماره تماس) خود را به ايميل زير ارسال نمايند :
البته ما مستقلیم ها فکر بد نکنید
بگذریم خبرگزاری مهر لینک بهمون دادند و ما را جز وبلاگ های طرفدار دکتر احمدی نزاد معرفی کردند
یه خبر دانشجویی هفته اینده بسیج دانشجویی دانشکده حقوق همایشی یکروزه ای در خصوص انرژی هسته ای را برگزار میکند اطلاعات تکمیلی را به محض دریافت منعکس میکنیم
ا
ين گزارش مهر را راجع كودكان خياباني بخوانيد هر چند به قول گزارش نويس مهر موضوعي نخ نماست اما هنوز پر اهميت است بخوانيد
با مهر هم بي حساب شديم لينك داد لينك داديم؟! حتما مخاطبان مهر از امروز چند برابر ميشه
دوم اینکه سایت دکتر احمدی نژاد پر بییننده ترین سایت کاندیداهای ریاست جمهوریست میگید نه اینجا را ببینید
این مقاله را هم بخونید جالبه من به جای رییس جمهور عذر می خواهم
اما از این یکی نمیشه گذشت و لینک داد حتمن بخونید
جنایات شهردار تهران فاش شد
از آنجا كه بالاخره يعني پس از گذشت 8 سال جناب آقاي خاتمي متوجه بحران ترافيك در شهر تهران شدند ما هم ذيلا دلايل بد بودن شهردار تهران را به ترتيب چيز مي آوريم:
1- مهمترين دليلي كه نشان مي دهد دكتر احمدي نژاد، آدم بي خودي است، اين است كه اوشان مثل شهيد رجايي وقتي كنار محافظان خود مي ايستد، آدم تعجب مي كند كه آخر اين چه مديري است كه لباس محافظانش از لباس خودش گران تر و با كلاس تر است!
2- در بي تربيت بودن شهردار تهران همين بس كه تا به حال به مناسبت روز تولد فرزند يكي از معاونين خود از پول بيت المال براي آن عزيز دردانه پرايد، كادو نبرده اند!؟... خسيس بازي تا به كجا؟
3- از جمله دلايلي كه ثابت مي كند دكتر احمدي نژاد شهردار خوبي نيست اين است كه به جاي اين كه دو ساعت براي مردم سخنراني كند، 7 ساعت مثل آدم هاي بي كار به درد دل هاي مردم گوش مي دهد. كانه هيچ كاري در شهرداري مهم تر از شنيدن حرف شهروندان و حل كردن مشكلات اوشان نيست!
4- دكتر احمدي نژاد برخلاف شهرداران تهران در دو دولت سازندگي و چيزلاحات، نه تنها عرضه تهيه يك خانه اشرافي در مناطق شمالي شهر تهران را ندارند بلكه تا به حال هيچ كس اوشان را در ماشين ضدگلوله نديده است. وانگهي شهرداري كه بلد نباشد پيپ بكشد، حالا هي براي مردم كار كند!
5- در بدذاتي! دكتر احمدي نژاد يكي از دلايل هم اين است كه اوشان به جاي اين كه ماليات و عوارضي را كه از مردم مي گيرد به احزاب بدهد، صرف امور نامشروعي مثل وام ازدواج مي كند!
6- شهردار تهران، چند صباح بعد از مديريت در شهر تهران باعث شد كه مردم بفهمند شعار اصلاحات را چيزطلبان دادند اما اصول گرايان به آن عمل كردند. سر همين اگر نمايندگان مجلس ششم به جاي تحصن، خودشان را هم دار مي زدند، باز كك مردم نمي گزيد. آيا نبايد به خاطر اين كارها كه همه اش زير سر احمدي نژاد است به اوشان فحش بي تربيتي داد؟!
7- دليل هفتم، همچين محكم نيست، بي خيالش مي شوم!!
8- احمدي نژاد پايه گذار اين بدعت بود كه مردم از مديران به جاي شعار، كار مطالبه كنند. آيا همين مسئله جرم كوچكي است و مگر در قرآن نيامده: الفتنه اشد من القتل؟!
9- اخيراً كاشف به عمل آمده كه شهردارتهران به جاي ادوكلن هاي 300هزار توماني، از عطرهاي حومه شاه عبدالعظيم استفاده مي كند. جنايتي كه حتي بيجه هم مرتكب نمي شد!
10- دكتر احمدي نژاد تا ساعت دوازده شب در سركار خود مي ماند. صبح هم ساعت 6 كارش را شروع مي كند. شما قضاوت كنيد كه يك مدير تا چه حد بايد جاني و خيانت كار باشد؟!
11- از ديگر دلايل بد بودن دكتر احمدي نژاد اين است كه قيافه اش نه شبيه كرباسچي است، نه الويري و نه ملك مدني. حالا قيافه بخورد توي سرشان، 20 سال است همين كت و شلوار را مي پوشد!؟
12- شايد بزرگ ترين جرم شهردارتهران، اميدوار كردن مردم به كارآمد بودن نظام باشد. چرا كه نه! جز اين است كه اوشان نان انقلاب را در حد مختصر، مي خورد و با كمال وقاحت حاضر نيست مثل بعضي حضرات براي ضدانقلاب خدمت نمايد؟!
13- دكتر احمدي نژاد برخلاف ديگر شهرداران تهران، حاضر نيست سياست هايي را اتخاذ كند كه به گران تر شدن شهر تهران منجر شود؛ اين تن بميرد؛ اوشان بيشتر به حاجي ارزوني ها شباهت ندارد تا شهردارتهران؟!
14- چندي پيش شهردارتهران براي حل مشكل ترافيك علاوه بر احداث اتوبان هاي جديد و اصلاح برخي اتوبون هاي قديمي، خواهان برچيده شدن بساط نمايشگاه بين المللي از محل فعلي شد. اين در حالي است كه وزراي همين آقاي خاتمي با اين كار اوشان كه گره ترافيك را تا حدي باز مي كرد، مخالفت كردند. اين گذشت تا اينكه هفته گذشته رئيس جمهور بالاخره متوجه ترافيك تهران شدند. خب اين وسط چرا آقاي احمدي نژاد بايد بي گناه باشد؟! خود همين جرم كوچكي است؟!
15- چندي پيش چيزنامه ها ليست مديراني را كه از شهرام جزايري، پول هنگفت گرفته بودند، چاپ كردند و چون نام آقاي احمدي نژاد در اين ليست نبود، معلوم مي شود كه اوشان اصلاً مدير نيست!؟
«باجناق آقاي چيز»
اما ظاهرن جدی جدی دارد یه خبر هایی میشود اولیش که ما را شوکه کرد دکتر نوکلی که ۵شنبه گذشته به چنان حرارتی داشت از شعار انتخاباتی اش (نجات اقتصاد ایران- جانم در گرو قولم) دفاع میکرد رسمن از صحنه رقابتهای انتخاباتی انصراف داد...
متن انصراف دکتر را بخونید انگار راستی راستی داره یه اتفاقاتی می افته
بسمالله الرحمن الرحیم
ملت نجیب و شرافتمند ایران اسلامی
انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، فرصت بینظیری است تا در تداوم دو انتخابات شوراها و مجلس هفتم، با رأی شما دولتی عدالتخواه و مصمم، امر خطیر مبارزه با فقر و فساد و تبعیض را عهدهدار شود و با خدمتی صادقانه آسایش، شادكامی و سربلندی بیشتری را به ملت ایران تقدیم كند.
در این روزها مشاهده میشود كه تكثر نامزدهای اصولگرا و تأخیر در معرفی نامزد نهایی از میان داوطلبان موجود موجب نگرانی و بلاتكلیفی مردم تحولخواه و علاقهمند به سرنوشت كشور شده است و حتی ممكن است به خطر تشكیل دولتی منجر شود كه روند 16 ساله گذشته را در ادارة قوه مجریه ادامه دهد.
اینجانب كه همواره خواهان وحدت اصولگرایان بودهام، در وضعیت فعلی بر خود تكلیف میدانم كه برای تقویت همبستگی نیروهای اصولگرا و دفع آن خطر بزرگ از داوطلبی كناره بگیرم تا راه برای انتخاب نامزد نهایی اصولگرایان هموارتر شده و نشاط و شادابی و امید به مردم باز گردد.
بدینوسیله از مساعی خیرخواهانه برادر ارجمند جناب آقای دكتر حداد عادل برای انسجام نیروهای اصولگرا، تشكر میكنم و امیدوارم تلاشهای ایشان هر چه زودتر به نتیجه برسد.
همچنین بر خود لازم میدانم از همه شخصیتهای سیاسی وطندوست و دین باور كه در ادای تكلیف حضور در صحنه انتخابات، مشوق اینجانب بودهاند و نیز از همه برادران و خواهرانی كه در تمامی این ایام، ایثارگرانه و بدون هیچ چشمداشتی، در راه تحقق عدالت و آبادانی كشور، در سراسر ایران با ایجاد ستادهای انتخاباتی فعالیت كردهاند، صمیمانه سپاسگزاری كنم.
انشاءا... با حضور همه آنها راه پرافتخار عدالتطلبی، سربلندی ایران و اسلام را با قدرت و ارادهای روزافزون، ادامه خواهیم داد.
خدمتگزار ملت ایران
احمد تـوكلـی
یازدهم اردیبهشت 1384
شهردار تهران گفته: در یك سال و نیم به تعداد 8 سال قبل پل، پارك، اتوبان، ورزشگاه و بسیاری دیگر از فضاهای ارائه خدمات شهری را در تهران ساختیم.
البته جالب ترین بخش حرفهای شهردار اینجاست که گفته: در حالی كه بانك جهانی برای رفع مشكل زبالههای تهران به ما پیشنهاد وام 200 میلیون دلاری داده بود با سه میلیون تومان مشكل دفع زبالههای تهران را حل كردیم
البته ما هنوز مشغول ما به تفاوت وام مذکور و هزینه لازم برای پروژه مذکور هستیم !